دچار وسواس فکری شدم بد
و این مسئله مربوط به خودم و شوهرم هست(عقدیم )
مثلا تا یه چیزی میگم شروع میکنم نکنه بد برداشت کنه نکنه فلان نکنه اونطور
تا اون یه چیزی میگم نکنه همچین منظوری داره
تا حالا بروز ندادم بهش
و یه چیز دیگه مثلا یه حرفی میزنه تو یه موقعیت خاص متوجه میشین دیگه
با خودم میگم این از کجا میدونه نکنه فیلم ببینه چرا میدونه
انتظار دارم هیچ ندونه هیچی
درصورتی که به شدت آدم پاک و صافی هست
فقط خودش گفت یه بار فقط تو ۱۸ _۱۹ سالگی دیده و بعدش ابدا و خودمم گفتم اصلا خوشم نمیاد و از روانشناسی بهش گفتم
خیلی دوسم داره
خیلی خوبه
خیلی بامحبت و پاکه
صاف و شفاف
خدانکنه تو اون موقعیت مثلا یه چیزی بگه دیگه فکرم کجاها میره
بعد بچه ها تا امشب بهم گفت باهام حرف بزن
بهش گفتم خسته شدم ولی نگفتم چیفکر میکنم چی میاد
فقط بهش گفتم دچارش شدم
قبلا اینطور نبودم
تصمیم گرفتم از امشب درستش کنم چیکار کنم