ببین من خیلی توفکرت بودم
خیلیبه داستانت وزندگیت فک کردم
بنظرمن به روی خودت نیار
الان که همسرت پیشته وحداقل شبوروز وبچه هاش ازتوئه به روی خودت نیار
ولی داروخانه ش برو
خودتوبزن به کوچه علی چپ گفت چرااومدی و...
شبهام جاشوجداکرده توبروپیشش
توبادوتابچه الان شوهرت خونه س
نذارباوقیحی تمام یکی بیادجات
سخته میدونم
ولی بدون تجربه داشتم که نظرمیدم الکی روهوانمیگم
بدون غم وتعصب فک کن
فک کن ببین بایدچکارکنی وزرنگ بازی دربیاری ویه کاری کنی شوهرت ازش فاصله بگیره
اصلابه روی خودت نیارمیری سمتش
میدونم میگی منم غروردارم یامگه جنگه و...
ولی نبایدکناربکشی
به خاطره بچه هات
من میدونم اگربه حرفام فک کنی درک میکنی تک تک حرفامو وان شاا...ازاین چیزادیگه نمیبینی...
خیلی سخته درباره ی اینکه مازن هاچه کارهایی بایدبلدباشیم تازندگیوحفظ کنیم اونم بامردی که میدونیم خائنه!حرف بزنیم که چی زندگی تونگهدار...