2777
2789

وقتی میبینم یکی از من زیباتر و خانمانه تره چه صداش چه صحبت کردنش و قیافه اش و هیکلش و... و یا یکی که زندگی بهتری داره یا یکی که ناخودآگاه دلم میگیره


چیکار کنم با این قضیه کنار بیام و دیگه ناراحت نشم از اینکه من در حد اونا خوب و عالی نیستم ؟چون این یه واقعیته که من واقعا مثل اونا خانومانه و دلبر و خوشگل و... نیستم

اون قسمتایی که خوشت میاد ازشون یاد بگیر و به مرور جذاب میشی حتی اگه خودت نفهمی عده ای هستن که مثل خودت زیر نظر داشته باشنت و ازت خوششون بیاد

خاطراتی هست که آدم‌هایش رفته‌اند این خاطرات غم انگیز است، ولی آن خاطرات که آدم‌هایش حضور دارند اما شبیه گذشته نیستند بسیار دردناک تر است

ببین برای خارج از تهران که ویزیت آنلاین رایگان دارند، ولی اگه تهرانی و می تونی هزینه کنی حتماً یه نوبت از مرکز تندرستی دکتر گلشنی بگیر تا تمام مشکلات بدنت یکبار کامل چکاب بشه.

من خودم هم پای پرانتزی داشتم هم گردن درد ، همسرم هم کف پای صاف و کمردرد شدید داشت جفتمون با ورزش تخصصی و آبدرمانی الان خیلی بهتریم.

این شمارش: ۰۲۱۲۴۵۰۱۰۰۰

اینم لینک دریافت نوبت ویزیت آنلاین رایگان

راستش رو بخوای من زمانی که پدرم ورشکست شده بود خیلییی حسود شده بودم جوری که ارتباطمو با خیلیا قطع کردم و البته بدتر شدیم وقتی حسودیمو گذاشتم کنار و قلبمو صاف کردم خدا همه چیو چند برابر ها داد پس خدا به قلبمون نگاه میکنه و بهمون نعمتاشو میده .. 

دوستدار حیوانات ♥️دخترم انقدر دوستت دارم که تو را هیچ گاه به دنیا نمی آورم ..♥️ حتما حتما بخوان ⬅️دوست صمیمی داشتم به اسم مبینا که از خواهر نزدیک تر بود بهم .. ۳ روز مونده بود به تولدش بحث کوچیکی کردیم که ازش خیلی ناراحت شدم … و قصد داشتم به دلیل ناراحتی که ازش داشتم به تولدش نرم ..روز تولدش شد و ساعت ۷ ۸ شب شده بود و هنوز نرفته بودم اما یهو گفتم بزار برم تولد بهترین دوستمه و همو بغل میکنیم همه چی یادمون میره .. بهش تکست دادم عزیزترین خواهر دنیا منو ببخش و من دارم میام تولدت .. اما این اخرین پیام من بود .. او روز تولدش به اتوبوس خورده بود و حالا تمام زندگیم به این میگذرد که آیا کینه به کسی که دوستش داریم ارزشش را دارد ؟ …آیا ارزش دارد به او همین الان نگوییم دوستت دارم ؟ ..♥️ 
نه همه از من متنفرن حتی مامانم

تنفر نشونه دو چیزه واسه زن عزیزم وقتی یه عده ای ازت متنفرن یعنی تو ازشون بهتری برو حالشو ببر عزیز دل برادر

خاطراتی هست که آدم‌هایش رفته‌اند این خاطرات غم انگیز است، ولی آن خاطرات که آدم‌هایش حضور دارند اما شبیه گذشته نیستند بسیار دردناک تر است

فقططط به سلامتی ات فکر کن...

الحمدلله چهار ستون بدنت سالمه...

من الان درد صفرا دارم... از خواب بیدارم کرده... دخترم داره همکاری میکنه، از داخل لگد میزنه تا احتمالا کیسه صفرا تخلیه بشه و راحتم کنه....از این مشکلات عجیب و غریب داشتی خوب بود؟ نصف شب باید برم اورژانس ببینم توی بارداری برام هیوسین میزنن یا نه...

جنین از بدو تشکیل، انسانه...چی باعث شده فکر کنید یک تکه گوشته و جزئی از بدن مادر؟ فقط یک مدت احتیاج داره به تنها پناهگاهش تا سریع مراحل تکامل رو طی کنه...همونطور که نوزاد احتیاج به نگهداری داره...دستتون رو به خون فرزندتون آلوده نکنید! هیچکس از آینده خبر نداره، با چه تضمینی، حق حیات به فرزندتون نمیدید، شاید اون نجات دهنده تعداد زیادی از انسانها باشه...با وجود هر نوع سختی که در زندگی وجود داره! چرا این جنین نرفته در شکم مادری که سالهاست ناباروره، اما تدبیر امر الهی اونو گذاشته در شکم شما؟
راستش رو بخوای من زمانی که پدرم ورشکست شده بود خیلییی حسود شده بودم جوری که ارتباطمو با خیلیا قطع کر ...

کاملا قبول دارم حرفتو و درسته من یکم حسودم ولی واقعا دلم نمیخواد زیبا باشم به جای فلانی

دوست دارم من هم زیبا باشم

اینستا بعضی دخترا رو میبینم که بلاگر هم نیستنا که لباسایی که من مورد علاقمه تنشه زمدگی مورد علاقه و یه قیافه نچرال دلربا داره ولی من چی فقط بلدم بخوابم و گوشی دستم باشه

کاملا قبول دارم حرفتو و درسته من یکم حسودم ولی واقعا دلم نمیخواد زیبا باشم به جای فلانی دوست دارم م ...


منم همین دورانو داشتم خیلی بدتر ترک تحصیل کرده بودم به خودم اومدم و مستقل شدم و واقعا حتی حس کردم قشنگ تر شدم .. منتظر نباش اتفاق های قشنگ همینطوری اتفاق بیفتن .. پاشو خودت درستشون کن چون قطعا دختر فوق العاده ای هستی ♥️

دوستدار حیوانات ♥️دخترم انقدر دوستت دارم که تو را هیچ گاه به دنیا نمی آورم ..♥️ حتما حتما بخوان ⬅️دوست صمیمی داشتم به اسم مبینا که از خواهر نزدیک تر بود بهم .. ۳ روز مونده بود به تولدش بحث کوچیکی کردیم که ازش خیلی ناراحت شدم … و قصد داشتم به دلیل ناراحتی که ازش داشتم به تولدش نرم ..روز تولدش شد و ساعت ۷ ۸ شب شده بود و هنوز نرفته بودم اما یهو گفتم بزار برم تولد بهترین دوستمه و همو بغل میکنیم همه چی یادمون میره .. بهش تکست دادم عزیزترین خواهر دنیا منو ببخش و من دارم میام تولدت .. اما این اخرین پیام من بود .. او روز تولدش به اتوبوس خورده بود و حالا تمام زندگیم به این میگذرد که آیا کینه به کسی که دوستش داریم ارزشش را دارد ؟ …آیا ارزش دارد به او همین الان نگوییم دوستت دارم ؟ ..♥️ 
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز