دوستان من ۲۳ سالمه و یه خواهر و برادر هم دارم و مادرم الان یه مدته که خیلی حالش بد شده و ما چنتا دکتر فوق تخصص بردیمش و دکترا دارو دادن و مادرم هیچکدوم از داروهاش رو مصرف نکرد که حالش بهتر بشه ، کلا ما هر کاری کردیم اصلا داروهاش رو نخورد.(حتی تایپیکامم هست در این مورد)
بعد الان پدره من کلا به دلایلی یه مدت طولانی ای هست که رفتن منزل عمم و کلا یه شهر دیگه هستن و اصلا تهران نیستن.
و برادرمم برای کار یه چند وقتیه هست که رفته شمال.
(البته اینو بگم که از بس توی خونمون جنگ و دعوا بود که پدر و برادرم فراری شدن.)
بعد کلا مادره من از اولی که من یادمه مثلا گاهی اوقات رفتارش با ما خیلی بد بود
حالا الانکه دیگه به این مریضی دچار شده ، خیلی بی حوصله تر و ناراحت تر و عصبی تر از قبل شده
و خب اوایل بیماریش ما خیلی سعی میکردیم حالا مثلا اگه رفتار بدی هم داره ، مراعاتش رو کنیم و هیچی نگیم
ولی الان اصلا کلا اعصاب همگی ریخته بهم،
ینی من امشب خودم یکم ناراحت بودم و مثلا رفتم یه چند ساعتی توی اتاق پذیرایی بشینم که فیلم ببینم بعد مادرم همش حالت اخم و بی حوصلگی و ناراحتی داشت.
ینی من واقعا اعصابم بهم ریخته دیگه ، ما فامیل دلسوزی هم نداریم که مثلا بیان یه مقدار توی این شرایط کمک کنن بهمون و اصلا انگار دچار یه شرایط خیلی خیلی بدی شدیم
دوستان شما اگه بودین با این شرایط چکار میکردین واقعااا؟
اصلا من خودم دیگه گیج شدم و نمیدونم چه کاری مناسبتره.