2777
2789
عنوان

میخام درد دل کنم

131 بازدید | 17 پست

۹سالم بود که پدرمادرم زندگیشون ازهم پاشید همش دعوا ،اعتیاد بابام،کتک کاری ...من ۹سالم بود و داداشم هنوز۲سالشم نشده بود مامان مارو برداشت اومدیم خونه پدربزرگم اینا بابام اعتیاد نابودش کرد زندگیش به نکبت بود ما بچه بودیم من همش بغضامو قورت میدادم بچه ها باباهاشون میومدن مدرسه دنبالشون و من....

ازهمه بدتر داداشم بود که کم کم بزرگ میشد و تازه فهمیده بود طلاق چیه ...

تازمانیکه مجرد بودم زیاد واسم مهم نبود که بابام چیکارمیکنه و زندگیش چطور میگذره تا الان که ازدواج کردم بااینکه خیلی اذیت شدم الان دارم بخاطر زندگی که بابام داره دیوونه میشم ازبس براش غصه میخورم باصابکارش که این چندسال پیشش بود دعواش شد و الان بی جاس،بی غذاس

تروخدا اگه زندگیاتون نرمال نیس،اگه نمیتونید باهم بسازید بچه نیارید تروخدا

همسرمردی زحمتکش

عزیزم درکت میکنم انشاالله بابات عاقبت ب خیر بشه💙

درلبخند یع دختر هزار کلمه پنهان است....                                مهم نیست که ما ب اجدادمان افتخار میکنیم مهم این است ایا انها به ما افتخار میکنند!!!!                                                      https://harfeto.timefriend.net/16231663520001 لینک چالشم حرفی درد دلی انتقادی چیزیی دارین بگین                                                  

بچه‌ها، دیروز داشتم از تعجب شاخ درمیاوردم

جاریمو دیدم، انقدر لاغر و خوشگل شده بود که اصلا نشناختمش؟!

گفتش با اپلیکیشن زیره لاغر شده ، همه چی می‌خوره ولی به اندازه ای که بهش میگه

منم سریع نصب کردم، تازه تخفیف هم داشتن شما هم همین سریع نصب کنید.

  

هر انسانی در طول زندگیش به دنبال معجزه میگردد.‌ و آن را در همه جا جست و جو می‌کند. در حالی که معجزه همین جاست. درون قلب هر انسانی.  آن جا که نیرو و اراده ی جز خداوند در جهان تصور نمیکنی . معجزه از ایمان شکل میگیرد. 

عزیزم میفهمم چی میگی ..ولی خوب خیلی زندگیا بوده که اوایلش ب خوشی گذشته ..فکن ازدواج کردن دو بچه دارن و زندگی ب خوشی میگذره و رفاه یهو میبینی سر کله ی سری مشکلات پیدا میشه ..مثل همین اعتیاد..


اگه خدا بود ما این همه درد نمیکشیدیم 🫠
نمیتونی کمکش کنی؟

اخه چجوری کمکش کنم نزدیک ۱سال بردنش کمپ وقتی برگشت باز شروع کرد اعتیادشا ازبس تنها بود کسی دورش نبود،الانم من اخه چیکارمیتونم براش بکنم روم نمیشه به شوهرم چی بگم اخه

همسرمردی زحمتکش
حالامن اوردم وفهمیدم چه غلطی کردم توش موندم الانم این زندگی نکبتوبه خاطرشون متحملم

چرا اخه مامان منم همش میگه بخاطرشماها سوختم بخاطرشماها قید همه چیزمو زدم اخه مگه ماخواستیم مگه ما باعثش بودیم من داداشم روحیش خرابه الان ۱۵سالشه باکوچکترین حرف هم خودم هم داداشم سریع اشک میریزیم همشم بخاطر این زندگیه

همسرمردی زحمتکش
اخه چجوری کمکش کنم نزدیک ۱سال بردنش کمپ وقتی برگشت باز شروع کرد اعتیادشا ازبس تنها بود کسی دورش نبود ...

چرا روت نشه ازش بخا با کمک هم

بابات و ببریم کمپ

تنهاش نزارین

گناه داره

اینطوری خودتم اروم میشی

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792