بچه ها من این دکتر زنانی که میرم کارش خوبه ولی هر دفعه میرم خیلی برای بارداری بهم فشار میاره و حرف میزنه هر دفعه میرم اعصابم خورد میشه الان نمیخوام باردار شم تا یکی دو سال دیگه انشالله،ولی این قدر بهم استرس وارد میکنه ،اعصابمو میریزه بهم😓میخوام دکترمو عوض کنم
روزی داریوش بزرگ دستور داد تا همه یونانیان حاضر در کاخ را به حضور او بیاورند...سپس از آنان پرسید به چه بهایی حاضرند جسد پدر خود را پس از مرگ بخورند؟ یونانیان پاسخ دادند که به هیچ قیمتی حاضر به انجام چنین کاری نیستند. داریوش سپس دستور داد هندیان موسوم به گالاتی که والدین خود را پس از مرگ میخوردند به پیشگاه بیاورند!سپس در برابر یونانیان از ایشان پرسید به چه قیمتی حاضرند جسد پدر مرده خود را روی تلی از هیزم گذاشته و بسوزانند. هندیان فریاد بلندی کشیدند و از شاه خواهش کردند که چنین سخنان کفرآمیزی را نگوید...حس میکنم که داریوش حجت را بر صاحبان هر عقیدهای تمام کرد. این داستان نشان میدهد که عقاید هرکس فقط از نظر خودش بیعیب است و اگر کسی گمان کند عقیده دیگران نادرست است حق ندارد عقیده خودش را به زور به آنها تحمیل کند.به نقل از تاریخ هرودوت؛ کتاب دوم؛ صفحه ۳۷
بخدا من واسه چکاپ و عفونت میرم ،هر دفعه میترسوندم ،هی میگه دیر میشه و فلانی دیگه نتونست بچه بیاره از دست حرفاش دیشب بد خوابیدم،خب الان واقعا شرایطشو نداریم این قدر این حرفا رو بهم زده احساس میکنم دارم وسواس میگیرم
دکترتو عوض کنه من تا 6 ماهگیم دکترم اذیت میکرد خیلی بهم استرس میداد هربار کلی اعصابمو خورد میکرد فقط دنبال پول بود بیخودی منو پاس میداد به همکاراش تاکیدم میکرد بهشون بگو من فرستادمت.نون بهم قرض میدادن. شماره داده بود که سوال دارم ازش بپرسم اما تو اون 6 ماه 2 بار زنگ زدم و کار واجب داشتم اصلا جواب نمیداد. منم دکترمو عوض کردم.
کی بی بهانه بود که من عاشقت شدم؟ خود بهترین دلیل برای بهانه ای 💗
دکترتو عوض کنه من تا 6 ماهگیم دکترم اذیت میکرد خیلی بهم استرس میداد هربار کلی اعصابمو خورد میکرد ف ...
اینم همینطوره خیلی استرس میده من یه بار یه کیست توی تخمدانم داشتم،هی میگفت باید زود بچه دار شی،بعدشم ترسونذم که این کیستت مانع بچه داریت میشه باورت نمیشه میخواستم تو مطب بشینم گریه کنم،حالا خدا رو شکر کیستم درمان کردم
بخدا من واسه چکاپ و عفونت میرم ،هر دفعه میترسوندم ،هی میگه دیر میشه و فلانی دیگه نتونست بچه بیاره از ...
الان چند سالته؟
چند ساله ازدواج کردی؟ بچه داری یا نه؟
روزی داریوش بزرگ دستور داد تا همه یونانیان حاضر در کاخ را به حضور او بیاورند...سپس از آنان پرسید به چه بهایی حاضرند جسد پدر خود را پس از مرگ بخورند؟ یونانیان پاسخ دادند که به هیچ قیمتی حاضر به انجام چنین کاری نیستند. داریوش سپس دستور داد هندیان موسوم به گالاتی که والدین خود را پس از مرگ میخوردند به پیشگاه بیاورند!سپس در برابر یونانیان از ایشان پرسید به چه قیمتی حاضرند جسد پدر مرده خود را روی تلی از هیزم گذاشته و بسوزانند. هندیان فریاد بلندی کشیدند و از شاه خواهش کردند که چنین سخنان کفرآمیزی را نگوید...حس میکنم که داریوش حجت را بر صاحبان هر عقیدهای تمام کرد. این داستان نشان میدهد که عقاید هرکس فقط از نظر خودش بیعیب است و اگر کسی گمان کند عقیده دیگران نادرست است حق ندارد عقیده خودش را به زور به آنها تحمیل کند.به نقل از تاریخ هرودوت؛ کتاب دوم؛ صفحه ۳۷