2777
2789
عنوان

🌻کتابخانه🌻

| مشاهده متن کامل بحث + 29366 بازدید | 3288 پست
چه حالب هیچ کس به اندازه مادرشوهر من خرافاتی نیس وااای اگه یک روز از خرافاتش بگممم همتون این استیکر ...

خدارو شکر تو یه بار مصرفه. مادر شوهر من دندوناشو میزاره تو این لیوانای فرانسوی من خونشون میرم میگم من عاشق این استکانای کمرباریکم اونم ذوق میکنه از وسایلش تعریف میکنم تو اونا چای میریزه. تازه وسواسم هست    

نی‌نی سایتی‌های عزیز

دنبال یه جای مطمئن برای یاد گرفتن نکات بارداری، نگهداری نوزاد، تربیت کودک و بهبود رابطه با همسر هستی؟

توی کانال "بله" ما هر روز:

✅ نکات کاربردی مادر و کودک

✅ آموزش‌های تربیتی

✅ توصیه‌های روانشناسی خانواده

✅ ایده‌های رشد و بازی با کودک

✅ مطالب سلامت زنان و بارداری

و کلی مطلب جذاب دیگه منتشر می‌شه...

به جمع ما بپیوند و از این محتوای  کاربردی استفاده کن.  🌷

راستی یه سوال اینکه اینجا از دیگران حرف میزنیم در صورتیکه شما هم اون اشخاص رو نمیشناسید غیبت محسوب م ...

نه ماکه نمیدونیم تو کیو میگی غیبت نیس

هرچه میخواهد دل تنگت بگو👿

من یه دختر کوردم😍یه دختر نجیب وبااصالت ماد🌺نه باحجاب و نقاب عرب سروکار دارم و نه باعریان پرستی غرب🤗
خدارو شکر تو یه بار مصرفه. مادر شوهر من دندوناشو میزاره تو این لیوانای فرانسوی من خونشون میرم میگم م ...

گفتی استکان لیوان یاد یه سوتی افتادم 

اوایل ازدواجمون رفتیم خونه جاریم جو صمیمی بود و قوری و کتری و سینی رو آورد وسط و یه چای خوردیم 

من و مادر شوهرم کنار هم نشسته بودیم برا چای دوم قوری رو بلند کرد آورد نزدیک لیوان بریزه منم دستم روگذاشته بودم رو دهانه لیوان و هی میگفتم دستت درد نکنه نریز بسه دیگه 😌😌😌

بعد دیدم به زور تو اون لیوان چایی ریخت و بهم گفت فاطمه جان چای بریزم برات😲 دیدم دستم رو رو لیوان مادر شوهرم گذاشته بودم و هی میگفتم نریز بسه🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣


اوخ اوخ هم خودم خندم گرفته بود هم اوایل بود خجالت میکشیدم 🤦🏻‍♀️


نور خواهی مستعد نور شو.... 
گفتی استکان لیوان یاد یه سوتی افتادم  اوایل ازدواجمون رفتیم خونه جاریم جو صمیمی بود و قوری و ک ...

فقط قیافه مادر شوهرت تو اون لحظه که چایی میخواسته😜

من یه دختر کوردم😍یه دختر نجیب وبااصالت ماد🌺نه باحجاب و نقاب عرب سروکار دارم و نه باعریان پرستی غرب🤗
گفتی استکان لیوان یاد یه سوتی افتادم  اوایل ازدواجمون رفتیم خونه جاریم جو صمیمی بود و قوری و ک ...

وای تورو خدا نگو سوتی منو شوهرم اینقدر سوتی دادیم دوران عقد که الان یادش میفتم کهیر میزنم. یه بار تو دوران عقد ایام عید بود بعدش خونه پدر شوهرم شلوغ بود عمو عمه های شوهرم بودن یهو خواهر شوهرم اینا اومدن اونجا شوهرم حیاط بود با هم رسیدن تو پذیرایی همه ایستاده بودیم. وقتی اومد تو اشتباهی به جای اینکه با خواهرش روبوسی کنه صاف اومد سمت من گفت خوش اومدین عیدت مبارک عزیزم. فکر کن یه جمع 50 نفره با هم قهقهه بزنن  اینقدر خجالت کشیدیم که نگو گریم گرفته بود

وای تورو خدا نگو سوتی منو شوهرم اینقدر سوتی دادیم دوران عقد که الان یادش میفتم کهیر میزنم. یه بار تو ...


 🤣🤣🤣🤣 من اگه تو اون موقعیت بودم و  بابای من اگه بود کلکمون کنده بود 😂😂😂

آدم اون موقع خیلی خجالت میکشه ولی بعد میشه یه خاطره که لبخند رو لبت میاره 

نور خواهی مستعد نور شو.... 
🤣🤣🤣🤣 من اوه تو اون موقعیت بودم و  بابای من اگه بود کلکمون کنده بود 😂😂😂 آدم اون مو ...

خونه پدر شوهرم بودیم. منم عروسشون بودم چی میگفتن بندگان خدا تقصیر منم نبود یه گوشه وایستاده بودم به خانوادم نگفتم فقط یه خواهرم میدونست هر وقت شوهرمو میدید خندش میگرفت.ولی خب خونه خودمون هم کم سوتی ندادیم خانواده های پر جمعیت سوتی عقدی توش زیاده  

خونه پدر شوهرم بودیم. منم عروسشون بودم چی میگفتن بندگان خدا تقصیر منم نبود یه گوشه وایستاده بودم به ...

، 😂😂😂😂 آخ مثل بچه مظلوم ها میگی تقصیر من  نبود 🤣🤣 بگردم معلومه که تقصیر تو نبوده 

اصلا ایرادی نداره فقط قدیمی ها یکم حساسن 🤦🏻‍♀️

امان ازین سوتیا 


نور خواهی مستعد نور شو.... 
سارا پس کجایی ساعت 6 شد؟

ای وااای ببخشید بچه ها مهمون اومد نتونستم

۸ میام حتما

اگه فک میکنی با طلاق اوضاعت بدتر میشه پس بین بد و بدتر ،بد رو انتخاب کن ،کر و کور و لال شو تا حداقلش ارامش داشته باشی شاید دراینده اوضاعت تغییر کرد 💢دکتر هلاکویی💢خداوند از همه نسبت به بندگانش مهربانتره من اینو به چشم خودم دیدم 😍😍😍😍😍عاشقتم خدااااا
ارسال نظر شما
این تاپیک قفل شده است و ثبت پست جدید در آن امکان پذیر نیست

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2844
2843
2834
2835
2108