سرش شلوغه بهتر از من دورشو گرفتن
من که ضعیفم و نمیتونم براش مفید باشم همون بهتر که دیگه سمتش نرم و بذارم اون زندگیشو بکنه
از خودم که انقدر سست عنصر و بی ارادم حالم بهم میخوره
متنفرم ... از یه طرفم نمیتونم بهش فکر نکنم
موندم چه خاکی بریزم سرم ..
چطور این اراده ی وامونده رو تقویتش کنم تا دیگه زیر حرفم نزنم و بتونم پای حرفهام بمونم خداااایا 😭😭😞😞
اونم حق داره بهم بی محلی کنه چون همش لب و دهن بودم همش لب و دهن