باردارماما بخاطر شغل همسرم و خونواده ش مجبور شدم خونه زندگیمو که تو یه شهر دیگه س ول کنم و بیام خونه مادرم اینا بمونم...اما حس خیلی بدی دارم!احساس میکنم سربارشونم و معذبم.هرچند که خودشون اصرار کردن بیام وبزور من وآوردن اینجا!همسرم خودش اصرار کرد!اما الان...چندبار به همسرم سربسته گفتم معذب میخوام برگردم چند وقتی وخونه خودم اما الان آنقدر آزادانه کار کردن بهش حال داده که اصلا حاضر نیست برگردم....گفتم حداقل این چند ماه و یه خونه اینجا بگیریم منم راحت باشم اما هر سری بهونه آورد...خدا از خونواده خیر ندیده ش نگذره که هرچی میکشم از اوناست!خسته م بگین چیکار کنم؟
به نظرم دور شدن هم به خودتون آسیب میزنه هم به همسرتون
شیرازم تسلیت🖤ایرانم تسلیت💔مالک را گفتند، چگونه است که تو هیچ وقت راه را گم نمیکنی؟✨ در پاسخ گفت : چون در فتنه ها چشم به انگشت اشاره ی علی دارم 💙 عزیزان درخواست دوستی ندید⛔⛔⛔⛔
خودمم همین و میخوام هرچند باید هفته ها تنهایی زندگی کنم
کی نی نی تون به دنیا میاد؟
یکم تحمل کنیم اون به دنیا بیاد تنهایی تون کم میشه😘
شیرازم تسلیت🖤ایرانم تسلیت💔مالک را گفتند، چگونه است که تو هیچ وقت راه را گم نمیکنی؟✨ در پاسخ گفت : چون در فتنه ها چشم به انگشت اشاره ی علی دارم 💙 عزیزان درخواست دوستی ندید⛔⛔⛔⛔
همه امیدم به همینتو دلیمه. چهارده هفته دیگه به دنیا میاد.اسفند ماه
اوخی😍
شیرازم تسلیت🖤ایرانم تسلیت💔مالک را گفتند، چگونه است که تو هیچ وقت راه را گم نمیکنی؟✨ در پاسخ گفت : چون در فتنه ها چشم به انگشت اشاره ی علی دارم 💙 عزیزان درخواست دوستی ندید⛔⛔⛔⛔