عزیزانم سلام
من خیلی غصه های نهفته تو دلم دارم ولی همیشه لبخند رو لبمه و همه فکر میکنن من شادترینم
من هزار جور غصه و ناراحتی دارم بیشترشونم پدر و مادرم باعث میشن اینا رو داشته باشم ولی نمیخوام متوجه بشن
اونا هم خیلی سختی کشیدن قبل از من خیلیا باعث و بانی تغییر سرنوشت شون از خوب به بد بودن ولی همش گذشته رو پرچم میکنن و دیگه تعریف نکنم چیا از دستشون میکشم ولی امروز همسایه دیوار به دیوارمون تولد داشتن کلی آدم آورده بودن آهنگ میذاشتن میرقصیدن همش آهنگایی بود که من برای اینکه حالمو خوب نگه دارم تو تنهاییام گوش میکنم🥺💔
ولی همین مهر ماه تولد من بود ما فقط 4 نفریم مامانم با دلایل بیخودی و دعوا با بابام اینهمه ذوقم رو کنار زد همه برنامه هام رو بهم ریخت🥺🥺💔💔
خدایا اینا 80 نفر بودن جوری شادی میکردن انگار عروسی کیه من از این انتظارا نداشتم من فقط یه شمع فوت کردن میخواستم با عکساش که داشته باشم مامانم به هم ریخت شب ش هم که برنامه هام بهم ریخت نشستم خودم تنهایی کیک رو برش زدم خوردم یه تولد تنهایی🥺💔 جالبش اینکه قبلش مامانم کلی قول ها داده بود که تولدت این میشه اون میشه ولی هیچی🥺🥺
خیلی حرفای دیگه دارم بخوام بنویسم باید تا صبح بشینم تایپ کنم. تا الان 1 نفر هم از غصه های من خبردار نیست نمیخوام هم خبردار شه چون هر کی مشکلات خودشو داره منم آوار شم رو سرش
ولی میخام یه طوری غیر مستقیم مامان بابام متوجه بشن که دارن منو شکنجه میدن ولی نمیخوام خودم بگم
خیلی جاها خوندم غمباد نشون دهنده اشه میخوام یه کاری کنم که متوجه شن کم اذیتم کنن🥺💔
اگه یه روشی هست که میتونم خودم کاری کنم غمباد بگیرم ترخدا بگین ثواب داره ممنون