اون سری تولده شوهرم بود که دوس داشتم سوپرایزش کنم و اینا تو جیبم ۲۰۰ ۳۰۰ هزار داشتم همشو خرج سوپرایز کردنش کردم و تولد خیلی زیبایی براش گرفتم بعد خوشحال شد اما نه زیاد تازه شوکه هم شد و بعدش امروز با رفیقم رفتم بیرون هی ۱۵۰ تومن باهم بود هیچ پول نداشتم تازه این ۱۵۰ تومنو تو کشو اینا پیدا کردم و ۵۰ هم شوهرم کش رفتم و اینا و بارفیقم رفتم بیرون و کافه . نشستیم سفارش دادیم باورتون میشه یکی از اون خوراکی های توی منو رو هم بلد نبودم چون اینجور جاهایی نرفته بودم تو عمرم دوستم برام توضیح داد اینا چین و ... بعدش بعده سفارشاتو خوردن و خندیدن و حرف زدن رفتیم صورت حسابو بپردازیم که گفت ۱۵۰ تومن میشه بعد خیلی تعارف کردم که پول بدم و اینا ولی دوستم حسابو پرداخت 😐. (منو دوستم هردو متاهل و بدنه بچه ایم) الان به خودم فکر میکنم خیلی ناراحت شدم که چرا اینطورم و اینا ولی به رو خودم نیوردم که ناراحتم . بعدش رفتیم رفیقم ی دو دست لباس زیر خرید ۳۰۰ ۴۰۰ تومن و گفت از قبل هم دارم و حتی برا عروسیم خریدم . داشتم به این فکر میکردم حتی شب عروسیم ی لباس خواب هم نخریدم همش از بچگی خودم و نفهمی مادرم که بهم بگه . خیلی برا خودم متاسفم 😭😑. بعدش شوهرم باهام پیش مامانم اینا جروبحث کرد و گفت با دوستت دفعه دیگه حق نداری بری و ... . ناراحتم که هیچ تجربه ی خوبی ندارم امیدوارم که اگه ی روز بچه دار شم فقط پسردار شم چون دخترا خیلی مظلومن
تازه شوهرم گفت کیک و سوپرایز برا چیم بوده . واقعا قدر ندونستنه شوهرم افتضاحه . آخه دلم مهربونه میخوام هر جوری که دوس داشتم برام انجام بدن و ندادن برا بقیه انجام بدم😭😭😭
بچه ها باورتون نمیشه! برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.
میگه ولخرجی و فلان پولارو نابود میکنی 😭. برا کنکور دادنم ی دو میلیون داشتم که خرجه کتابامو کردم خداهم کمکم نکرد . دوس داشتم فرهنگیان برم که قبول شدم اما دعوت به مصاحبه نشدم 😭.