ادم ساکتی هستم عادت ندارم مشکلاتمو به بقیه بگم.دوستام بهم حسادت میکنن.همسرم کارگره ولی شوهرهای اوناجای خوب کار میکنن ولی ازشون دورهستن و معمولا مجردی سر میکنن .بهم میگن خوش به حالت درصورتی که درامد و وضع زندگی اونا خیلی خیلی بهتره.حالا من با وضع اونا کاری ندارم ولی اینکه همش چشمشون پشت زندگیمه رو اعصابمه .هر کار میکنم که رابطمو باهاشون کم کنم نمیذارن.الانم نگران سلامتیم هستم و برا اونا اصلا مهم نیست حتی میگن نهایت بچهات تو دست نامادری بزرگ میشن غصت چیه.دلم گرفته