2821
2789
عنوان

خسته شدم

| مشاهده متن کامل بحث + 118 بازدید | 20 پست
کارخوبی میکنی بعدم صبر داشنه باش همه چی درست میشه خونواده رو ک نمیشه انداخت دور

نه عزیزم منظورپ این چیزا نیست..

ولی خب الان من وهمسرم نمیتونیم شیراز به خاطر شرایط کاریش بمونیم ازهمون اول هم مطرح شد وقبول کردن..حالا که نزدیکای عروسی همه فاز قهر گرفتن

نمیشه عزیزم...مامانم یهو تصمیمای عجیب میگیره..وعادت داره بقیه روباخبر میکنه..


به تصمیمات خانوادت کار نداشته باش.

اگه هم نمیتونی رو حرف مامانت حرف بزنی . دیگه فاتحه زندگیت رو بخون .

در همه دیدم 

چه مرد باشی چه زن . 


نمیخواد دیگه دعا کنید :(  حاجت روا نشدم :(

سلام دخترا، من چند ساله از سامان‌لعیا خرید می‌کنم و همیشه هم از کیفیت و تنوع کارهاش راضی بودم. چون اینستا نیست، الان کانالشون رو توی بله فعال کردن و بیشتر مدل‌هاشون رو اونجا می‌ذارن با تخفیف و شرایط اقساطی.

گفتم اگه کسی دنبالشون می‌گرده، از اینجا می‌تونه پیداشون کنه

بهشون بگو چشم وولی زیر زیرکی کارخودتا بکن اونام از دلسوزی و با ذهن واخلاق خودشون میسنجن ازبدی نیست ...

مثلا تا مخالفتی میکنم میگن اره حتما هرچی شوهرت میگه توهی میگی چشم..منم میگم اون بنده خدا اصلا کاری نداره من خودم فلان تصمیم روگرفتم.میان میگن نه کار اونه

به تصمیمات خانوادت کار نداشته باش. اگه هم نمیتونی رو حرف مامانت حرف بزنی . دیگه فاتحه زندگیت رو بخو ...

من چون‌همیشه احترام خانوادم روداشتم همیشه به حرفشون‌گوش کردم..ولی نمیخوان قبوا کنن که الان دیگه من ازدواج کردم..نمیشه هرچی اونا بخوان بگن ومن قبول کنم..

مشکلم این که مثلا الان من میگم نه..یهو میبینم فلانی وفلانی وفلانی توفامیل باخبرن..میرن پخشش میکنن

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2823
2791
2779
2792