سلام خوبید من ۴سالی میشه عروسی کردم اون موقعه ما شیش هفت ماهی تو عقد بودیم خیلی عذاب کشیدم فقط یکبار تو اون شیش ماه تونستم با نامزدم برم بیرون اونم برای نهار با فامیل شون و نامزدشم بودن ولی با کلی اخم و تخم قبول کردن خانوادم مخصوصا مادرم الان هم شوهرم کار داره تفریحی چیزی نداریم بچه هم هست خیلی حسرت اون دوران میخورم اون موقعه هر دومون دوست داشتیم با هم جایی بریم بخدا فقط میخواستیم یه کم با هم حرف بزنیم اخه این چه فکریه پدر مادرا دارن اونم ازدواج ما سنتی بود الان هرکس تو نامزدی جایی میرن باهم اشنا و اینا خیلی حالم بد میشه همیشه تو ذهنم می مونه حسودی نمیکنم به کسی ولی میگم کاش منم میتونستم از این دوران لذت ببرم