2789
عنوان

حسرت

105 بازدید | 16 پست

سلام خوبید من ۴سالی میشه عروسی کردم اون موقعه ما شیش هفت ماهی تو عقد بودیم خیلی عذاب کشیدم فقط یکبار تو اون شیش ماه تونستم با نامزدم برم بیرون اونم برای نهار با فامیل شون و نامزدشم بودن ولی با کلی اخم و تخم قبول کردن خانوادم مخصوصا مادرم الان هم شوهرم کار داره تفریحی چیزی نداریم بچه هم هست خیلی حسرت اون دوران میخورم اون موقعه هر دومون دوست داشتیم با هم جایی بریم بخدا فقط میخواستیم یه کم با هم حرف بزنیم اخه این چه فکریه پدر مادرا دارن اونم ازدواج ما سنتی بود الان هرکس تو نامزدی جایی میرن باهم اشنا و اینا خیلی حالم بد میشه همیشه تو ذهنم می مونه حسودی نمیکنم به کسی ولی میگم کاش منم میتونستم از این دوران لذت ببرم 

بچه ها باورتون نمیشه!  برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.

عزیزم طوری نیست اما من نامزدیمون کلی مسافرت دو نفره رفتیم کلی بیرون تازه ما تو نامزدیمون کارمون رو ا ...

خوش به حالتون ماکه همش زهر مارمون شد تازه شب حنابندونم شوهرم بامامانم بحثش شد دیگه بدتر تقصیر مامانمم بود

ما اتفاقا خوب بودیم باهم ولی نمیذاشتن مون 

بعضی از خانواده ها فکرمیکنن اگ بزارن بچه هاشون باهم باشن اتفاقی میفته ..اگ بخواداتفاقی بیفته تو هر شرایطی ک باشه میفته اما تفکرات اونا چیزه دیگه س

کارشناس علوم ازمایشگاهی

من خودم به خاطر کرونا نتونستم عروسی بگیرم چند وقت خیلییییی بهش فکر میکردم و غصه میخوردم ولی الان هر طور شده خودم. رو زدم به بیخیالی و از زندگیم لذت میبرم 

سخته ولی امکان پذیره بیخیال باش عزیز دل

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2829

جدیدترین تاپیک های 2 روز گذشته

یه سوال دارم

trewaf | 2 ثانیه پیش
2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز