امروز قرار بود پدر مادرم بیان شهر ما برن دکتر
من و شوهرم سر موضوعی بحث داشتیم
بهش گفتم هر وقت اونا اومدمی چرا دعوا راه میندازی
اونم گفت تو هم به مینا و محمد احترام نزاشتی برادر شوهرو و جاریممم
منم گفتم با مریضی پاشدم غذا گزاشتم بچش کل خونه رو اسلایم کرده بودن شده بود چسب و .........
بهش گفتم از کی تاحالا مینا برات عزیز شده حالا خوبه خر حسابت نمیکنه و........
از جاریم بدش میاد نمیدونم چرا اینطوری گفت اصلا باهاش حرف نمیزمه
بهش میگم چرا گفتی مینا ؟ میگه نمیدونم
میگم کی بی احترامی کردم ؟ میگه نمیدونم
خدا زلیلش کنه
خدا منو مرگ بده انشاللله
اصلی ترین مشکل من اینه که شوهرم اهل معذرت خواهی نیس
اصلا هم دلش نمیخواد توضیح بدا
هر وقت باهش صحبت میکنم منظورم دعوا یا پامیشه نماز میخووونه یا اهنگ باز میکنه یا صدای تلوزیون و زیاد میکنه
یه ساعت بهش میگم بهم نگاه کن جواب بده الووووو زیر لفظی میخوای
انگا ر لاله لاله زبکن نفهمه