2821
2789

نع ولک

ما دخترهای غمگین شانزده ساله ای بودیم که فکر میکردیم اگر میشد رنگ موهایمان را روشن کنیم ، تکلیفمان هم روشن می شد. ما ، با ماتیک های قایمکی و کابوس های یواشکی و آرزوهای دزدکی . ما و کارت پستال هایِ « سوختم خاکسترم را باد برد ، بهترین دوستم مرا از یاد برد».. ما و شعرهای دوران مدرسه ، اولین دست نوشته هایی که توی دفتر ِ  کوچک یادداشت می نوشتیم و مشاور دیوانه به خیال اینکه این یک نامه برای پسر مردم است از ما می دزدید .ما ، که تمام عمر ترسیدیم دختر بدی باشیم . ترسیدیم مقنعه هایمان چانه دار نباشد و چشم سفید باشیم . ما که توی کتاب هایمان فروغ نداشتیم ، چون فروغ میان بازوان یک مرد گناه کرده بود ، ما فقط یادگرفتیم مثل کبری تصمیم های خوب بگیریم ، و آن مرد ؛ هر که می خواهد باشد . مهم این است که داس دارد…

دخترا یه تجربه خوب بگم. 😊

من و همسرم سر خرید فرش کلی اختلاف داشتیم تا اینکه یه فروشگاه پیدا کردیم که فرش‌ها رو با پرو مجازی داخل خونه خودمون نشون می‌داد.

از اون بهتر اینکه خرید اقساطی با اسنپ‌پی و دیجی‌پی هم داشت و خیلی راحت سفارش دادیم.

بیشتر از 400 مدل فرش مینیمال و لوکس دارن.

اسم اون فروشگاه فرش زانیس هست.

🔗 اینجا کلیک کن تا مدل‌هاش رو ببینی.

من همیشهههه ابادانم✨💛هر هفتههه

همـسرم👩‍❤️‍👨✨تو بگو جون میخوای میدم بهت❤🌸تو فقط باش😍بین ما دوتا یه وروجکم هست  تـــو دلی مامانی که زود زود میاد پیش منو بابایی

ابادانیا کسی نمیدونه که شهربازی امیری باز شد یا نه؟

همـسرم👩‍❤️‍👨✨تو بگو جون میخوای میدم بهت❤🌸تو فقط باش😍بین ما دوتا یه وروجکم هست  تـــو دلی مامانی که زود زود میاد پیش منو بابایی
به اون میگی شهر بازی

به چی بگم شهربازی

همـسرم👩‍❤️‍👨✨تو بگو جون میخوای میدم بهت❤🌸تو فقط باش😍بین ما دوتا یه وروجکم هست  تـــو دلی مامانی که زود زود میاد پیش منو بابایی
2829
2828
2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز