من دیشب تا الان تا مرز سکته رفتم با ی پسری دو ساله هستم میخواستیم ازدواج کنیم اما قدیم با ی دختری بوده که الان فروشنده جایی هست و این پسر نمیدونس اما تازگی هرچی رد میشیم جلوی این مغازه نگا مغازه هه میکنه نمیدونم چرا دیشب یه دعوا بد کردم دس گذاشت قرآن که نمیدونم اصلا کی هس اونجا و اینا همه جا بلاکش کرذم دلم مبخواد کاتش کنم چون پای این دختره همش تو زندگیمه ولی برام خیلی سخته دارم داغون میشم چیکار کنم