سلام خانم های گل این تاپیک رو برای دوستم می زنم، راهنمایی کنید لطفا
از دستش دلم خونه واقعا، بارها بخاطر کارهاش رنجیدم و غصه خوردم. بارها بهم الکی دروغ گفت و به روش نیاوردم. هربار براش چیزی از خودم یا اطرافیانم تعریف می کردم بعدا اونو سوژه می کرد، بارها آرزوهام رو مسخره کرده بود. سرتونو درد نیارم ، یواش یواش باهاش کم حرف شدم .جدیدا بهم گفت بتعریف ببینم روزت چطور بوده، منم گفتم دختر آپارتمان روبرویی رو دیدم که داشته با بابابزرگش خداحافظی می کرده می گفته دوستت دارم بابابزرگه هم تا وقتی برن تماشاشون می کرده، برگشته می گه الکی از خودت داستان درآوردی سرکارم گذاشتی....براش هرچی توضیح دادم راست می گم باور نکرده تهش می گه باشه قبول کردم ازت، ولی هنوز از دستت ناراحتم....