سلام
امشب دعوای بدی کردیم در حدی ک همسرم ب جنون رسید و من زدم بیرون از خونه
بهم گفت دیگه کم کم داری دیوونم میکنی و افسرده شدم
ولی خدایش من ازش فقط ارامش میخوام
میخوام کنارش خوشبخت بشم
و اون بهم توجه کنه
مثلا صداش میزنم جواب نمیده
یا سوال میپرسم جواب نمیده
بهم نمیگه دوست دارم
توجه نمیکنه
بهش میگم من دلم توجه میخواد دلم قربون صدقه میخواد
میگه من با کار کردنم و زحمت کشیدنم دارم بهت توجه میکنم
ولی خدایش همش این نیس زن نیاز ب محبت داره
من ناراحت میشم و همین موضوع باعث بحثمون میشه
چیزی برام کم نزاشته
از لحاظ مالی
ساعت۳شب میره سرکار ساعت۲ ظهر برمیگرده خونه
بعدشم بیاد میخوابه تا ۸شب
ساعت ۱۱ شبم میره باز میخوابه
من شبو روز یا سرم تو گوشیه یا کارای خونه انجام میدم
واقعا افسرده شدم و نیاز دارم یکی بهم توجه کنه و محبت کنه
دو دیقه هم ک بیداره سریع سرش تو گوشیه
میگم گوشیتو بزار کنار میگه من اصلا وقت برای خودم نمیزارم یا خوابم یا سرکارم یا با تو حرف میزنم پس کی برای خودم وقت بزارم
بهش حق میدم
ولی نمیتونم قبول کنم سبک زندگیم اینجوریه
وقتیم ک مرخصی میگیره تمام سعیش بر اینه ک منو ببره بیرون و خوشحالم کنه
چیکار کنم ؟ تو بد شرایطیم🥺