یه زنه تو کوچمون بود اجاره نشین بود تازه اومده بود
یه پسر کوچیک داشت شوهرش صبح میرفت سرکار شب میومد
زنه نه اندام درست و حسابی داشت نه قیافه ی درست و درمون
هرروز با تاپ و شلوارک میومد میشست تو بالکن و جلو چشم همه آرایش میکرد
یعنی قشنگ با خیابونای سوئیس اشتباه گرفته بود
چندبار بهش تذکر دادن ولی گرفته بود زنه رو زده بود گفته بود به هیچکس ربطی نداره من چیکار می کنم
گذشت و من یه روز رفتم دم درشون با شوهرش حرف زدم گفتم جناب من برادر ۱۸ ساله دارم که از درد اینکه زن شما با اون وضع میاد تو بالکن نمیتونه دو دقیقه بیاد تو بالکن لطفاً یکم مراعات کنید انگار فرهنگ آپارتمان نشینی رو نمیدونید
مرتیکه آشغال برگشت گفت این هرجور که دوس داره میگرده به کسی هم ربطی نداره
از اونور زنه شوهرشو دید شیر شد علاوه بر اینکه چندتا فحش آبدار داد حمله کرد که منو بزنه منم از موهاش گرفتم اونقد کشیدم به چیز خوری افتاد جاکفشی رو هم پرت کردم خورد تو کمرش مثل سگ رفت تو درو بست
فرداش رفتیم از طریق بنگاه به صاحبخونش زنگ زدیم جور و پلاسشو انداخت بیرون رفتن