منو ونامزدم یکسال دوست بودیم خیلی دوسش داشتم ولی گیر میذاد زودبرو خونه .تیپ نزن......کم کم نسبت به شبک لباس پوشیدن بیتفاوت شدم حتی روی هیکلم بینفاوت شدم وکمی چاق شدم گیر زیاد میداد.بعد که اومد خواستگاریم یکدفعه بعد مدتی جلو فامیلاش بیجهت فحش داد وقهر مکرر میکزد توقع داشت من نازسو بکشم همه چیز خراب شد ورفت .من هنوزک دوسش دارم ولی تمامش کردم .تقصیر من چی بود؟