فقط دارم روزا رو طی میکنم اصلا دنیا رو دوس ندارم خیلی وقته حس میکنم کسی دوسم نداره.. بود و نبودم مهم نیست از شوهرم متنفرم از اخلاق تندش متنفرم از بی محلی متنفرم از خانوادم که هیچ وقت دوسم نداشتن متنفرم..
من از خانوادم دورم، چند ماه پیش خیلی دلم گرفته بود رفتم پیش خانوادم تا حال و هوام عوض بشه تا جایی که تونستن بهم بی محلی و تندی کردن تا برگشتم خونه خودم..
دلم هیچ جا خوش نیست اصلا برا هیچ کس مهم نیست که من اینجا دارم از بین میرم از نظر روحی داغونم.. شوهرم عین سنگه سرده و بی احساس.. از شوهرم خواستم بهم محبت کنه گفت تو توقعت زیاده و با یه قهر چند روزه اعتراضش رو رسوند.. از همه ناامیدم کاش دنیا زودتر تموم بشه