دوستان خاطره براوتون بگم خنده دار . یادمه دقیقا اول دبیرستان بود من با چند از بچه ها ریاضی ضعیف بودیم از معلم ریاضی هم بدمون می اومد تمرین بلد نبودیم بد برخورد میکرد خلاصه تصمیم گرفتیم تلافی کنیم . روز آخر کلاسا آخر سال نقشه شوم کشیدیم مبصر کلاس جزو تیم ما بود رفت به داداشش گفت واسه نقشمون سوسک بادی گرفت باورتون نمیشه بادش میکردی راه میرفت خیلی خفن بود گذاشتیم وسط دفتر حضور غیاب اومد نشست باز کنه دفترو حضور غیاب کنه راه افتاد سوسکه پرید روش جیغ و داد کلاس ترکید هرچی گفت کیه هیچکی گردن نگرفت اینقد شر بودیم انتقام دهه شصتی ها رو هم گرفتیم فک کنم تو این دوران مدرسه