2777
2789
عنوان

همسایه ی مشکوک

1296 بازدید | 31 پست

سلام دوستان امیدوارم بیدار باشین ما چند روزه اسباب کشی کردیم بعد واحد کنارمون گویا یک خانومن و هیچ وققت نیستن فقط شبا ساعت ۱۰اینا میان باز صبح میرن و حفاظو میبندن!

امشب تا همین ده دقیقه پیش یکسر صدای اواازو سرو صدای دختر و پسر بود و جالبه حتی یک کفش هم دم در نبود!و موقع رفتن ۴/۵تا پسر بودن با یه دختر همشونم با موتور اومده بودن گویا!!همش میترسم نکنه ادمای بدی باشن!


نی‌نی سایتی‌های عزیز

دنبال یه جای مطمئن برای یاد گرفتن نکات بارداری، نگهداری نوزاد، تربیت کودک و بهبود رابطه با همسر هستی؟

توی کانال "بله" ما هر روز:

✅ نکات کاربردی مادر و کودک

✅ آموزش‌های تربیتی

✅ توصیه‌های روانشناسی خانواده

✅ ایده‌های رشد و بازی با کودک

✅ مطالب سلامت زنان و بارداری

و کلی مطلب جذاب دیگه منتشر می‌شه...

به جمع ما بپیوند و از این محتوای  کاربردی استفاده کن.  🌷

اگ مزاحمتی برا شما ندارن  مشکلی پیش نمیاد

اخه واحد کنارمونن اگر واقعا یکسری شکای منفی که نسبت بهشون داریم درست باشه خیلی ترسناکه واقعا محیط ناامن میشه!!

اخه دوتا دختر با این همه پسر!!منطقی نبود !

مدیر داره ساختمونتون

تازه اومدیم هنوز نمیدونیم مدیر ساختمون کیه و ایا اصلا داره یا نه!

من گفتم اگر بازم تکرار شد برگه دم درشون بزنیم که لطفا اروم تر باشین و رعایت کنین!

کلا خیلی مشکوکه!


تازه اومدیم هنوز نمیدونیم مدیر ساختمون کیه و ایا اصلا داره یا نه! من گفتم اگر بازم تکرار شد برگه دم ...

نه اینجوری نمیشه بنظرم اگر سرصداشون اومد محترمانه در بزنید بگید آرومتر لطفا...حتما در مورد مدیر هم بپرسید 

تازه اومدیم هنوز نمیدونیم مدیر ساختمون کیه و ایا اصلا داره یا نه! من گفتم اگر بازم تکرار شد برگه دم ...

والا منم قبلا یه همسایه داشتم طفلی شوهره ۷ شب میرفت سرکار ، ۸ صبح میومد این هر روز یه مرد جدید رو می اورد خونه . شوهره فهمید دعوا و کتک کاری طلاق گرفتن . زنه موند اوضاع بدتر شد همسایه هاتهدیدش کردن که جمع کنه بره . یه شب ساعت ۱۲ بار کرد و رفت 

خدای من خدای معجزه هاست . 

یادمه یه بار تازه خونه امون عوض کرده بودیم بعد همش بوی تخمیر نیومد اطرافمون یه بویی شبیه الکل و شراب درست کردن

منم زنگ زدم ۱۱۰گفتم

 گفتن بزن ۱۱۳اونم زدم گفت بررسی می کنیم

 وای که چقدر استرس داشتم و به نظر خودم کارم درست بود بعداً فهمیدم دور تا دور خونمون انبار لیمو و مرکباته و من بوی اونا رو درست تشخیص ندادم

وای که چقدر تباه بودم یه دختر ۱۵ساله که فک می کرد هنر کرده

جان مادر تو آمدی تا هر لحظه بهانه ای برای خندیدن داشته باشم،پسر قششنگم،مواظب خودت باش جان مادر(کسی ‌سوال‌ می‌کند به خاطر چه زنده‌ ای؟و من برای زندگی تو را بهانه می‌کنم)
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2844
2834
2835
پربازدیدترین تاپیک های امروز
2108
داغ ترین های تاپیک های امروز