2777
2789
عنوان

شعر

29 بازدید | 0 پست

در حیرتَم از مرامِ این مردِم پست 

تا که بودیم نبودیم کسی ،

کشت ما را غم بی همنفسی

تا که رفتیم همه یار شدند ،

خفته ایم و همه بیدار شدند

"قدر آیینه بدانیم چو هست

نه در آن وقت که افتاد و شکست"

در حیرتم از مرام این مردم پست

این طایفه ی زنده کش مرده پرست

تا هست به ذلت بکشندش به جفا

تا رفت به عزت ببرندش سر دست

آه میترسم شبی رسوا شوم ،

بدتر از رسواییم تنها شوم

آه ازآن تیر و از آن روی و کمند ،

پیش رویم خنده پشتم پوزخند...

ارسال نظر شما
این تاپیک قفل شده است و ثبت پست جدید در آن امکان پذیر نیست

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792
پربازدیدترین تاپیک های امروز
داغ ترین های تاپیک های امروز