شدن ک میشه اتاق ک ن فقط یجای خلوت باشه پارکینگی انباری ای جایی نیس یگوشه بشینی درستو بخونی
رفیق من پزشکی قبول شد صب تا شب پدر مادرش کشاورزی بودن اشپزی و نگه داری از بچه ها باهاش بود جارو میکشید ی دس دیگش کتاب بود
بخدا گاهی تو نایلون کتاباشو میاورد
الان پزشکی مبخونه
اونایی ک مسخرش میکردن کهنه بچه میشورن