سلام بچه ها چند وقته پیش قبل از اینکه ما منتقل بشیم از شهرمون. شام خونه مادرم بودیم خواهرم اینا بودن، بعداز شام شوهرم خوابش میومد ما زود بلند شدیم بریم خونمون دامادمون تازه اومده بود نشسته بود پیش شوهرم. بعد دیگه رفتیم امروز اومدیم مرخصی شهر خودمون. قبل از اینکه برسیم خواهرم اینا رفته بودن ب مامانم گفته ب شوهرم بر خورده اونا اون شب زود رفتن، اینجا باشن شوهرم نمیاد!!! من چی بگم ب خواهرم ب نطرتون؟
من کالسکه و صندلی ماشین بچهمو از بیبی لایف گرفتم، تا الان که خیلی راضیام. موقع خرید هم کلی سؤال داشتم، با حوصله راهنماییم کردن. مامکوزی و بیبی برزا هم دارن 🥰 اینم سایتشون، گفتم بذارم شاید به درد یه مامان دیگه هم بخوره:
منم بودم بهم بر مبخورد😕بايد همونجا به كم مينشست بعد ميگفت كه خوابش مياد
قبل از اینکه اون بیاد بلند ب من گفت مهتاب اگه کار نداری بریم. ک من حاضر شدم اومدم تو اتاق گفتم بریم اونم دست داد باهاش و خدافظی کرد گفت کاری نداری و اومدیم تنهام نبودن ک بگه تنهاش گذاشت برادرم و پدرمم بودن