چند وقت پیش رفته بودم دکتر بعد گفت باید فلان چیز رو تزریق کنی. من رفتم اتاق تزریق قات بیمارستان کشیدم پایین🤣 منتظر شدم تا بیاد 🙄 بعد یهو اومد گفت خانوم به دستتون باید تزریق کنم لطفا بشینید 😂😐
یه دفعه دیگه هم رفتم سونوگرافی معدم مشکل داشت، دکتره هم مرد بود😂 بعد دکمه و زیپ شلوارمو باز کردم خوابیدم🤣بنده خدا هنگ کرده بود گف دخترم نیازی نیست فقط لباستو بده بالا 😅 ( آخه یه دفعه دیگه که رفته بودم سونو بهم گف باز کن منم فک کردم الانم باید باز کنم🤦♀️😐😂)
شما هم تعریف کنید بخندیم دور هم 🤣