2777
2789
عنوان

شادی_۵

| مشاهده متن کامل بحث + 499 بازدید | 23 پست
چه خبره امشب ؟؟🤨

یکم دلخوشی💝💝💝

 « فقد ملئت بطونکم من الحرام و طبع علی قلوبکم شکم‌هایتان از حرام پر شده و بر قلب‌هایتان مُهر خورده است.»  امام حسین علیه السلام
یکم دلخوشی💝💝💝

همیشه به خوشی💞💞💞

خدایا تا انقلاب مهدی از نهضت خمینی محافظت بفرما ،، خامنه ای رهبر به لطف خود نگه دار🤲 با حمله حرام زاده ها به وطن ، بیش از صدها خون پاک و کودک حلال زاده ایرانی توسط مجرمین اپستینی و شیاطین بعل پرست قربانی شدند ، قابل توجه معدود بیشرف هایی که از حمله این وحوش به کشورشون حمایت میکردن ، همه تون در این خونها شریک هستین حتی اگر در حد یک لایک حمایت کرده باشین و اون دنیا باید جواب بدین

۱۵ سال عینک می‌زدم، صبح‌ها دنبال عینک می‌گشتم، تو مهمونی‌ها نگران خط عینک بودم و آرایش چشمم درست درنمی‌اومد… 🥺

واقعاً خسته شده بودم! 😩💔

تا اینکه پیش دکتر کیوان رضایی تو بیمارستان نور لیزیک کردم 💕

عملش انقدر ساده و راحت بود که خودم تعجب کردم! فقط چند دقیقه طول کشید و اصلاً درد نداشت 😍

الان بعد از ۱۵ سال، بدون عینک بیدار می‌شم، راحت آرایش می‌کنم، با بچه‌ها بازی می‌کنم و تو هر عکسی احساس زیبایی و آزادی می‌کنم ✨💖

واقعاً بهترین تصمیم زندگیم بود.

گفتم اگر کسی عینکی هست و دنبال دکتر میگرده از اینجا میتونه باهاشون مشاوره بگیره

عزیزدلمی 😘همیشه بخند ❤️


    

گفته بودم نه؟ 😄 😎شیطان و پیروانش همیشه حق به جانب هستن غافل ازاینکه خدا برنامه ی ویژه ای براشون داره 😁💪انچه عقاب داخل قفس را پیر میکند غم قفس نیست، پرواز کلاغ های بی سروپاست.

سلام تایپیک زندگیتون رو خوندم واقعا چقدر خوبه تونستین بعد از اون دوره ناراحتی این روی خوب زندگی هم تجربه کنید من شوهرم خوبه ولی اصلا سیاست رفتاری با خانواده شوهرمو ندارم ان شالله همیشه شاد باشی

سلام تایپیک زندگیتون رو خوندم واقعا چقدر خوبه تونستین بعد از اون دوره ناراحتی این روی خوب زندگی هم ت ...

سلام عزیزم ♥️ مرسی گلم 🌹 فقط مهربون و محترم باش 🌺

 « فقد ملئت بطونکم من الحرام و طبع علی قلوبکم شکم‌هایتان از حرام پر شده و بر قلب‌هایتان مُهر خورده است.»  امام حسین علیه السلام
سلام عزیزم ♥️ مرسی گلم 🌹 فقط مهربون و محترم باش 🌺

دوست مهربونم  متاسفانه مادرشوهرم ازین اخلاقم خیلی سواستفاده می کنه و زیادی که احترامش میزارم میخواد خونه و زندگیمو صاحب بشه بی نهایت توقع داره و تا می‌تونه میخواد از خودم و بچه هام و شوهرم به نفع خودش و دختراش بیگاری بکشه واقعا موندم چطور رفتار کنم زبونش تنده،پسرم بینی ش شکست اصلا به روی خودشون نیاوردن بخاطر یه دلگیری کوچیک با شوهرم داشتن اصلا نیومدن باز بعد دوماه شوهرمو به زور بردم آشتی دادم از اول زندگی همین بوده همیشه شوهرمو می برم،برای آشتی پیش قدم میکنم ولی اصلا هیچوقت توی این ده سال زندگی یه بار مادرشوهرم پیش قدم نشده و یه جورایی عادتش شده خودم شوهرم همیشه احترامش نگه میداریم متاسفانه خیلی زود سواستفاده می‌کنه بی نهایت به دخترش که 12سال از شوهرم کوچکتره،می رسه دامادش که بخدا نه تحصیلات داره نه شکل و نه شغل درست و حسابی اینقداحترام و عزت میزاره،همینطورخانواده دامادش رو ،این دو چشمی ها خیلی اعصاب خودم و شوهرم خرد میشه واقعا ناراحت میشم قدری به اون پسر احترام میزارن،به شوهرمن،که پسر ارشدشون میشه اینطور عزت نمیزارن ولی برای کارهاشون وبیمارستاناشون همه کارا رو وظیفه ما می‌دونن واقعا درمونده،شدم چطور رفتار کنم الآنم دخترش باردارشده یه جوری هواشو داره که انگاری تاحالا نوه اصلا نداشته دخترش هم فقط باید ببینید الان چطور رفتار می‌کنه مثه نه ماه ها راه می ره کاملا فیلم بازی می‌کنه و همه وسایل شخصیش رو آورده تا نه ماه همین جا بمونه ولی برای من بخدا بچه هام شیربه شیر بودن باشکم حامله با کلی مهمون می ریختن سرم و وقتی شوهرم از خانه داریم با وجود بارداری تعریف میکرد مادرشوهرم سریع تند می‌گفت ای مادر الان بارداریا اسون شده جارو برقی هست ماشین لباسشویی هس الان زنها کاری انجام نمیدن منو یادت رفته چطور زندگی میکردم نه جارو برقی نه ماشین لباسشویی  واقعا روانم بهم می ریزه ازین رفتارش که بچشم کلفت به عروس نگاه می‌کنه در شرف جاری دارشدن هم هستم می دونم باتوجه به اخلاق برادرشوهرم که 13سال از شوهرم کوچکتره،و زبونش تنده زن اون رو سرشون میزارن واقعا برای رفتار صحیح موندم ببخشید سر شما رو هم درد آوردم ممنون میشم راهنماییم کنید

دوست مهربونم  متاسفانه مادرشوهرم ازین اخلاقم خیلی سواستفاده می کنه و زیادی که احترامش میزارم می ...

نکته اول احترام یعنی عزت گذاشتن هم به خودت هم دیگران و اول به خودتون هیچ دلیلی نداره شما همسرتون رو برای اشتی ببرید و توی روابطشون دخالت کنین کاملا رسمی باشید نکته دوم طبیعیه که دختر برای مادر عزیزتره و چون به تصور قدیمیا  دختر زیر دست داماده بنابراین داماد رو تحویل میگیرن که دختر خودشون رو اذیت نکنه اینجا رو متاسفانه شما باید قبول کنین نکته سوم به دلیل رفتار بردارشوهرتون که حریم و حد مرزش مشخصه همون که شما به تند زبونی تعبیر کردین قاعدتا زندگیش احترام بیشتری داره از دید من خود شما و همسرتون مقصرید 

 « فقد ملئت بطونکم من الحرام و طبع علی قلوبکم شکم‌هایتان از حرام پر شده و بر قلب‌هایتان مُهر خورده است.»  امام حسین علیه السلام
نکته اول احترام یعنی عزت گذاشتن هم به خودت هم دیگران و اول به خودتون هیچ دلیلی نداره شما همسرتون رو ...

می دونم مقصرم شرمنده اینقدر ازتون سوال می کنم ازین به بعد چطور رفتار کنم خواهر بزرگتری ندارم ازش سوال کنم ممنون میشم راهنماییم کنید میدونم باید اطلاعات بیشتری بدم بخاطر وقت شما بیشتر صحبت نمی‌کنم مادرشوهرم خیلی خودخواه هست البته فقط برای ما اینطوریه 55ساله سه وبیشتر اوقات خودش رو به مریضی میزنه که همه بهش توجه کنه خیلی بفکر سلامت خودشه حالا اگه مریضی طرف من بچه هام باشه اون بیماری رو خیلی کم جلوه میده الان چهل روزی  هست خونه شون نرفتم فقط تلفنی درتماس بودیم پدرشوهرم خودش تماس میگیره اما مادرشوهرم اصلا خودم تماس میگیرم نسبت به رابطه صمیمی بین من و همسرم خیلی حسادت داره البته عشقولانه اصلا جلوش نداریم مثلا همون میوه پوست کندن برای هم نهایتش باشه ولی برای دختر وخواهراش واقعا ذوق می‌کنه هرجابریم سریع میره صندلی جلو ماشین ولی برای دخترش همیشه دخترش رو به زور میفرسه جلو ،همیشه توقع کار ازم داره مثلا برای دخترش که حتی تماس تلفنی هم بهم نمی گیره مدام تکرار می‌کنه باید هواشو شماها داشته باشین ولی برای هیچ کدوم از بیماری که آخرینش کرونا گرفتم حتی زنگ نزد بپرسه احوالت چطوره درصورتی که دخترش داخل شهر ما و 10دقیقه با خونه م فاصله داره مادرش اینا این شهر نیستن و25کیلومتر شهرستانشون فاصله داره با ما،چطوری باهاشون برخورد کنم ضمن اینکه عروس دیگه ای که 10سال ازم کوچکتره،داره وارد خانوادشون میشه

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2827
2791
2779
2792