2777
2789
عنوان

دلم میخواست...

107 بازدید | 0 پست

چای را دم کنم

برنج و خورتش را گرم کنم

و بنشینم گوشه مبل به انتظار مرَدَم

تا بیاید خسته و کوفته بغلم کند در آغوشم بکشد

تا دست هایش را میشورد غذا را بکشم و باهم بخوریم

دعوا هم اگر داشتیم دعوای مختصری باشد ک یک هو در بینش بگوید ((بی خیال بپر ی چای بده دست آقات))تا دلم ضعف رود برای خواستنش چاییمان را باهم بخوریم و خلاصه خوب باشد

اما الان چه 

شوهرم نیست هست هم غذا نمیخورد نمیدانم چرا بی میل و کم خوراک و ایراد گیر اگر یک روز گریه ام را در نیاورد شبش روز نمیشود خواب ندارد وقتی هم میرود انقدر برایم جنگ اعصاب به یادگار میگذراد که بدرقه ام ب جای در پناه خدا چیزی جز دعا برای برنگشتنش نیست😔

خدایا این مسخره بازیا چیه ولمون کن دیگه اصلا ما خدا نمیخوایم نمیخوایم دوستمون داشته باشی ولمون کن کمتر غذابمون بده

 یک آدم رک هستم ولی بی زحمت اگه بی ادبی کردم پای رک بودنم نزارین اون یه مقوله جدا از شخصیتمه😂درخواست دوستی ندین لطفا...خدایا شکرت.🌸قانون مزرعه میگه:تو تصمیم میگیری چی بکاری، اما تو فصل برداشت تو موظفی اونچه که کاشتی رو برداشت کنی🤫 مستی که داره پیشت اعتراف میکنه براش کشیش نشوووووو.....

ارسال نظر شما
این تاپیک قفل شده است و ثبت پست جدید در آن امکان پذیر نیست

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2844

جدیدترین تاپیک های 2 روز گذشته

مامانا کمک

negarin402 | 23 ثانیه پیش
2834
2835
2108
داغ ترین های تاپیک های امروز