بیا بغلم من هم ..صبحتا شب. تو خونه ام نه خریدی نه سفری نه دلخوشی ..
منم همینطور به خاطر یه زمین فکستنی کل طلاهامو دادم ۷۰میلیونم چک دادیم تا ده روز دیگه باید پاس بشه وقتی فکر میکنم داغون میشم دوساله به خاطر زمین هیچی نخریدم افسردگی گرفتم حالم خیلی بده وسایل خونم داغون .خودم داغون یکی میاد خونمون از خجالت اب میشم انقدر که وسایلام کهنه و زوارشون در رفته شبیه کولی ها دارم زندگی میکنم
میفهمم چی میگی خواهر ما بعد ده سال زندگی خونه دار شدیم البته بدون وسیله فعلا..تمام طلا فروختم هیچ ند ...
انشالله وسایلاشم میخری
میدونی مشکلم چیه .
چهار روزه که جاریا و مادرشوهر رفتن تفریح .فقط ما موندیم و پدر شوهرم که باید هر روز غدای ایشونو بفرستم واسش .این مهم نیس .فقط دلم میگیره که مگه بقیه قسط و وام بدهی ندارن چجوری خوب میخورن خوب میگردن خوب میچرخن .دلم خیلی گرفته .یه درز و پر میکنیم یه چاله که چه عرض کنم یه سیاه چاله دیگه باز میشه .خدا فقط کمکمون کنه