2777
2789
عنوان

زدن شوهر

334 بازدید | 10 پست

سلام لطفا قبل از درج مطلب اینو بگم با دقت بخونین بعد قضاوت کنید  .امروز باشوهرم دعوام شد چون میگه سرکار شرکت نمیرم چون دوره دوسال بیکار بود پدرمون دراومد اینقد قرض مردم وسختی کشیدم .بیشتر وقتام مواد میکشه دوباره ترک میکنه.دیروز عصبی شد وسایل و لشغالا رو پرت کرد منم درجواب پرت کردم سمت خودش .یه سینی سمتم پرت مرد منم محکم پرت کردم سمت خودش خورد به پهلوش.اینقد محکم زد تو گوشم گردنم وگوشم وسرم دارن میترکن .نمیدونم چکار کنم همش میگه تو چه سگی هستی وخانوادت کی ان منم کنترل ندارم.بنظرتون طلاق بگیرم یه بچه شش سال دارم 

خواهرزاده‌م امسال تیزهوشان قبول شد 😍🥳

امسال کلاس‌های تام‌لند رو می‌رفت و من هر بار می‌رفتم خونه خواهرم، می‌دیدم اونم یه گوشه نشسته داره با بچه کلاس می‌بینه 😂

البته فکر کنم خواهرم از خودِ خواهرزاده‌م بیشتر طرفدار استاد طاری شده! انقدر هم از استادا برام تعریف می‌کردن که آخرش منم اسم چندتاشون رو حفظ شدم 😅

انتخاب باید کنی

یا از خودت بگذری و بسوزی و بمونی

یا خودتو رها کنی بری

کاربر قدیمی ام که ترکید😐✋پس کی منم عروس میشم😐😭هر جا هستی،هر کی هستی،میدونم با اولین بارون پاییز میای،منتظرتم😐♥️

مشاور برو اگر هزینشم سنگینه از مشاوره بهزیستی کمک بگیر

کینه ای نبودم ،تا آن روزِ لعنتی که ماهیِ هفت رنگِ عیدمان ،وقتی خواستم آبش را عوض کنم دستم را گاز گرفت ...من ماهی ها را بی آزار و معصوم دیده بودم ،اصلا توقِع چنین برخوردی را نداشتم ...از آن روز ، من از ماهیِ کوچکِ تویِ تنگ ، بیزار شدم و هر ثانیه آرزویِ مرگش را داشتم ،،،آبش را عوض نمی کردم ،غذایش را نمی دادم ،هربار که نگاهم به نگاهِ متظاهرِ مظلوم نمایش می افتاد ، اخم هایم را تویِ هم می کشیدم ، زیر لب لعنتش می کردم و سرم را می چرخاندم ...به قدری از گازِ ناغافلش کینه به دل گرفته بودم که بعضی شب ها دلم میخواست ، او را بیندازم توی آبِ جوش تا شاید دلم خنک شود ...این حجم رذالت و سنگ دلی از من بعید بود !شاید هم بچه بودم و کمی در تصوراتم اغراق می کردم ...فقط خواستم بگویم ؛هیچ خیانتی نابخشودنی تر از خیانت در اوجِ اعتماد نیست !!!
مشاور برو اگر هزینشم سنگینه از مشاوره بهزیستی کمک بگیر

عزیزم اون اهتقادی به مشاور نداره مشاور یه طرفه به دردم نمیخوره .دارم روانی میشم خسته شدم از طعنه هاش خجالتم میکشم به بابام اینا بگم مشگل دارم


عزیزم اون اهتقادی به مشاور نداره مشاور یه طرفه به دردم نمیخوره .دارم روانی میشم خسته شدم از طعنه هاش ...

یه بار زندگی میکنیم .برای خودت ارزش قائل باش.حقیقتا دختر بدون پدر بزرگ بشه کمتر اسیب میبینه تو این جو متشنج خونه.خودت برو مشاور ک بدونی چ کنی شوهرت نمیاد ب جهنم

کینه ای نبودم ،تا آن روزِ لعنتی که ماهیِ هفت رنگِ عیدمان ،وقتی خواستم آبش را عوض کنم دستم را گاز گرفت ...من ماهی ها را بی آزار و معصوم دیده بودم ،اصلا توقِع چنین برخوردی را نداشتم ...از آن روز ، من از ماهیِ کوچکِ تویِ تنگ ، بیزار شدم و هر ثانیه آرزویِ مرگش را داشتم ،،،آبش را عوض نمی کردم ،غذایش را نمی دادم ،هربار که نگاهم به نگاهِ متظاهرِ مظلوم نمایش می افتاد ، اخم هایم را تویِ هم می کشیدم ، زیر لب لعنتش می کردم و سرم را می چرخاندم ...به قدری از گازِ ناغافلش کینه به دل گرفته بودم که بعضی شب ها دلم میخواست ، او را بیندازم توی آبِ جوش تا شاید دلم خنک شود ...این حجم رذالت و سنگ دلی از من بعید بود !شاید هم بچه بودم و کمی در تصوراتم اغراق می کردم ...فقط خواستم بگویم ؛هیچ خیانتی نابخشودنی تر از خیانت در اوجِ اعتماد نیست !!!
انتخاب باید کنی یا از خودت بگذری و بسوزی و بمونی یا خودتو رها کنی بری

جایی ندارم برم خانوادمم همچین پشتمونمیگی ن البته اگه هم بگیرن جایی برا موندن من ندارن.هرکاری میکنم عصبانیتم فروکش نمیشه .

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2844
2834
2835
2108