2777
2789
عنوان

حالات روحی در بارداری من

8334 بازدید | 7 پست

سلام.من هفته 14 بارداری هستم.از هفته 5 که فهمیدم یک روز خوش ندیدم.

قرص اعصاب میخوردم که زیر نظر دکتر قطع کردم. یک هفته نگذشته بود که آنچنان حالم بد شد روزی دو بار گریه میکردم که باز هفته 9 بارداری مجبور به مصرف دوباره قرص ها شدم.

اولش از بدبختیم عدد بتا بالا بود31000 بود اما فقط ساک و کیسه زرده رو دیدن و قلب دیده نمیشد.

تا اینکه هفته 7 ضربان قلبشو شنیدم.

باز کلی دلهره و اضطراب داشتم چون هم سنم تقریبا بالاست هم قرص مصرف میکنم که نکنه غربالگریم ریسک بالا داشته باشه.خدارو شکر خوب بود، امابخاطر غربالگری رفته بودم مشهد خواستم دلی از عزا دربیارم دو روز خیلی تو راه سونو وازمایش و...راه رفتم.روز سوم آنچنان خونی ازم اومد که جیغ کشیدم و همه اهل خونه فهمیدن و کلی به همه ضد حال خورد.بعد فهمیدم خونریزی پشت جفت دارم و کمی از جفت جدا شده.الان که اینا رو مینویسم اشکم میخواد دربیاد.دکتر خیالمو راحت کرد که جنین زنده هست.

اونزمان هفته12 بودم همش سمت راست شکمم حوالی لگن احساسی برامدگی داشتم و دلم خوش بود که همونجا برامدگی جنینه! در حالی که دکترها تکذیب میکردن و میگفتن هفته دوازده هنوز از روی شکم ورمش مشخص نیست.

هنوز هفته 13 نشده بودم که دیدم عه شکمم صاف شد و بادش رفته!تو اینترنت سرچ کرده بودم که اگر جنین تو رحم خدای نکرده بمیره،کوچک میشه.باز این فکر مثل خوره تو جونم افتاده بود.که برای بار سوم در عرض یک هفته رفتم پیش دکتر و سونو شدم و بعدشم دکتر گفت که اون هماتوم طول میکشه تا خوب شه و تا آنومالی احتیاجی به سونو مجدد نیست.

و باز هم دکترم دوز قرص اعصابمو بالا برد گفت در هفته 14 باردااری که مامانا استرسشون کم میشه دیگه. کسی بوده مثل من اینجور حالاتی رو تجربه کنه؟؟

الانم باز تا آزمایش دوم غربالگری و سونو آنومالی معلوم نیست چه بلاها سرم بیاد.

همش با خودم میگم این بچه رو که خدا داد و بدون برنامه بودخدا بخواد نگهش میداره امادست خودم نیست.....پارسال یک سقط در هفته 6 داشتم که ساک تنها بود و بهمین خاطر آسپرین هم میخورم و استرس مردن جنین رو دارم یا اینکه سالم نباشه وو....

اینا رو گفتم که هم تجربه بشه برای جدیدباردارا و همدردی باشه برای کسایی که این مشکلو دارن. خواهش میکنم برام دعا کنید.

روزایی که باید از وجود یک جنین یک موجود زنده تو بدنم لذت ببرم همش به حواشیِ اینکه نکنه فلان بشه و ... میگذره.هنوز از مطب دکتر در میام مشکل جدیدی برام پیش میاد.دلم برای اون جنینم میسوزه.برام دعا کنید.هیچی بالا تر از آرامش روح و روان و بیخیالی نیست.منتظر نظرات و تجربیاتتون هستم.

بچه‌ها، دیروز داشتم از تعجب شاخ درمیاوردم

جاریمو دیدم، انقدر لاغر و خوشگل شده بود که اصلا نشناختمش؟!

گفتش با اپلیکیشن زیره لاغر شده ، همه چی می‌خوره ولی به اندازه ای که بهش میگه

منم سریع نصب کردم، تازه تخفیف هم داشتن شما هم همین سریع نصب کنید.

عزیزم هیچی نمیشه منم هفته ۱۷ هستم هنوز شکم ندارم .این اتفاقات برای همه رخ میده حتی ب شکم من ک لگد خورده ولی خوب بهتره فکرای بد نکنی موج منفی کنار بزاری اگر قرار ب اتفاق بد بود هفته های اول سقط میشد .بهتره ارامش خود تو حفظ کنی تا بچه ارومی داشته باشی 

تو   تنها دلیل خوب این دنیای بدی  

عزیزم اول از همه آروم باش فکر چیزای بدو نکن کارما کمکت میکنن فقط دعا کن 

انشالله ی نی نی خوشگل و مامانی دنیا میاری

اگه رو عصابت بیشتر کار کن چون نی نی قشنگت ب تو احتیاج داره

بچتم سالمه سالمه

 

استرست تاحدودی عادیه همینکه حرکاتشو حس کنی حالت بهتر میشه


مساله اینه جفت قدامی هست و همون حرکاتشو هم بزور حس خواهم کرد و کلی خطرات دیگه که تو نت نوشته

مساله اینه جفت قدامی هست و همون حرکاتشو هم بزور حس خواهم کرد و کلی خطرات دیگه که تو نت نوشته

نه بابا منم جفتم قدامی بود خیلی خوب حرکاتو حس میکردم

یه چیزی بهت میگم گوش کن خواهشا

توی گوگل درباره بیماری ها واینا سرچ نکن چون بدترین هارو برات میاره! تو زمینه بچه داری که دیگه افتضاحه من خودم چندین بار تا سکته پیش رفتم فورا بردم متخصص

متخصص گفت اصلااا به گوکل اعتماد نکنید تو زمینه پزشکی

منم ۳۶ سالمه

قبلش یه سقط داشتم و کورتاژ شدم، همینطوری که  میگی بود شکمم کوچیک شد و یه طرف آویزون ۱۷ هفته بود

بعدش باید حسابی جلوگیری میکردم که کردم ولی خدا خواست و چهل روز بعدش باردار شدم


بعدش فهمیدم حالم خراب بتا بالا بدون قلب....

هماتوم ...خونریزی

کرونا گرفتم...

ریسک غربالگری اول....

طپش قلب


سردرد...

تا الان که سی هفته هستم و شکر خدا همه چیز خوبه

فقط خودم رو از استرس نابود کردم

شما هم حرف دوستمون تکون هاش رو که حس کنی بهتر میشی

بسپر به خدا

یاسین یادت نره

و خدایی که بشدت کافیست......
2790
2778
2791
2779
2792