من ی دخترم که بیست سالمه. امشب مجبور شدم به خاطر رفتارایه بدی که بابا با مامانم داره یه چیزی به سمتش پرتاب کنم بعد از دعوا کلی نفرینم کرد و گفت ایشالا بدبخت شی
چندساعته که حالم خیلی بده و وجدانم راحتم نمیزاره و فقط گریه میکنم. کاش خدا ببخشه منو
نگران نباش خدا میبخشه آدمه دیگه ناراحت میشه حق داری
هیچی به اندازه جاری زشت به آدم اعتماد بنفس نمیده با خودمعهد بستمبه هیچعنوان داخل تاپیک های ناراحتی و انرژی - نرم، هیچی مهم تر از آرامش ذهنِ عزیزم نیست آخهجدیدا مد شده میرید بیرون جشن تفریح مهمونی و مسافرت ، کرونارو این ور اون ور جابجا میکنید توجیه همتونم اینه که ما با رعایت پرتوکل های بهداشتی رفتیم تفریح آره جون عمتون کاش نسل انسان های بیشعور زودتر منقرض میشد🤣