اینستا و ویورس و توییتر ترکوندم اینجام گفتم بیام خبرتون کنم😁
یه سری خاطرات هست که آدم خجالت میکشه حتی تو خلوت خودش مرورشون کنه چون از خودش خجالت میکشه. از حماقت زیاد، از خریتِ بیانتها، از اهمیت دادن به آدمای لاابالی...
اینقد از صبح تا حالا هرجا رسیدم تایپ کردم انگشتام درد گرفته
تو چی هیونگ
یه سری خاطرات هست که آدم خجالت میکشه حتی تو خلوت خودش مرورشون کنه چون از خودش خجالت میکشه. از حماقت زیاد، از خریتِ بیانتها، از اهمیت دادن به آدمای لاابالی...
عکس داری ازش بزاری تو تاپیک من گوشیم شارژ نداره فک نکنم برسم بزارم
یه سری خاطرات هست که آدم خجالت میکشه حتی تو خلوت خودش مرورشون کنه چون از خودش خجالت میکشه. از حماقت زیاد، از خریتِ بیانتها، از اهمیت دادن به آدمای لاابالی...
مطمئنی بعد اینکه دیدیش میتونی تجمل کنی هر روز عکساشو نبینی؟
یه سری خاطرات هست که آدم خجالت میکشه حتی تو خلوت خودش مرورشون کنه چون از خودش خجالت میکشه. از حماقت زیاد، از خریتِ بیانتها، از اهمیت دادن به آدمای لاابالی...
نه بابا من از صبح شروع کردم ساعت ۱۰ کلاس ریاضی داشتم غیبت خوردم بخاطر تبریک ب موچی
یه سری خاطرات هست که آدم خجالت میکشه حتی تو خلوت خودش مرورشون کنه چون از خودش خجالت میکشه. از حماقت زیاد، از خریتِ بیانتها، از اهمیت دادن به آدمای لاابالی...