تموم کردم با نامزدم حالم بده
دلم براش خیلی تنگ شده همه جای خونمون میبینمش
به خانوادم هم نگفتم هی میپرسن کجاست میگم پدربزرگش فوت کرده نمیتونیم حرف بزنیم
حالا خانوادم اذیتم میکنن هی بهم گیر میدن سر هرچیزی نمیتونمم بگم تموم کردم
سر غذا خوردنم هم گیر میدن امروز جیغ زدم به مامانم گفتم ولم کن دست از سرم بردار توروخدا ولم کن
اصن موندم چیکار کنم
از یه طرفم دلتنگ نامزدمم