رابطمون ۵ سال و خورده ای طول کشید
پدرش زنگ زد اجازه گرفت واسه خواستگاری بابام حتی نذاشت بیان خونمون گفت نه
فقط و فقط به خاطر مسافت.اون لرستانه من فارس.البته یزد کار میکنه وگرنه پدرم شناختی از اونا نداشت که بگم مشکل از جای دیگ بوده
و هرچی تلاش کردیم راضی نشد
الان نه میتونیم جدا شیم و نه ادامه بدیم
دلمون له شد اشکاشو دیدم و داغون شدیم
اگه چند سال پیش تموم شده بود اینقدر عاشق هم نمیشدیم و اذیت نمیشدیم