پسرم 5 سالشه
صبح بیدار شد گفت مامان یه خوابی دیدیم
خواب دیدم تو رفتی بیمارستان با خودت نینی اوردی
نینیه آبجی بود
من بغلش کردم بوسص کردم اینقد خوب بود....
خیلی جالب بود برام
اولین بار بود از خواب دیدنش برام تعریف میکرد
بعد میگفت خداکنه خدا به منم یه یه آبجی بده