خانمها دار. میترکم دلسوزیم ندارم باهاش درد دل کنم.. میدونید درد من چیه احساس میکنم با ابن فرزند اول خانواده م بودم هیچ
وقت دوسم نداشتن با اینکه تو مدرسه شاگرد زرنگم بودم و درس خون تو کارای خونه ودرس دادن به خواهر وبرادرام کمکشون میکردم هیچ وقت مورد تحسین قرار نگرفتم همیشه تا کوچکترین کار اشتباهی می کردم عوض اینکه درستشو بگن فورا سرزنشم میکردن. خلاصه گذشت ازدواج کردم یعنی چون از مادرم هیچ وقت محبت و محبت کردن یاد نگرفتم فقط زندگیش شده بود خونه ش واشپزیش مرتب باشه