من یه پسرعمو دارم همسن خودم همبازی بچگیام بعد تازه امشب فهمیدم ک فردا داره برای همیشه از ایران میره:)چون اینجا نتونست کنکورو ایناشو خوب بده میره کشوری ک سلطنتیه ک اونجا تحصیل کنه همش با پول ددی:)
این همه از کارام میپرسید ولی هیچوقت نگف چ غلطی میکنه همیشه این من ازش جلوتر بوده و حالا اون رو پله ای قرار گرفت که من شش تا هشت سال برای رسیدن ب اون پله باید بدوعم و دویدنی ک اسون نی…
تمام نارضایتیام بهم هجوم اوردن از لحظه ای ک شنیدم مدام حس میکنم هیچی نیستم و هیچی قرار نیس بشم چون آپشن پول ددی رو ندارم
دلم میخواد تمام برنامه ها هفتمو بهم بزنم دلم میخواد با کل دنیا لج کنم چون سخت ترین مسیر رو ب روم قرار گرفته و من اینم خیلی وقته از خودم راضی نیستم و امشب بیشتر:)