سلام خوبین بچه ها من از زندگیم خسته شدم شوهرم اصلا بحرفم نیست ولی کلا ادم مهربونیه.معتاد شده چند وقته ولی خب زیر زیرکایی که من متوجه نشم ولی خب خر ک نیستم.بعد اینکه همش به باباش و خواهر و برادراش پول میده من اینجوری خوشم نمیاد این چطور زندگییه که ما هنوز خونه نداریم باید پس انداز کنیم خونه بسازیم باید ماشین بخریم ولی به فکر نیست مث چی داره کار میکنه تا بده پولا رو به اینو اون به من که میرسه پول بخوام خیلی نمیده ولی برا اونا دلسوزه مثل یه بچه باهام برخورد میکنه.خستم کرده تو دوران عقد که هزار جور اذیت شدم الانم عروسی کردم چند وقته تو خونه مستاجری هستیم بازم باید اذیت بشم من از اینجور زندگیی که به بقیه بیشتر از زنش برسه بدم میاد نمیدونم چکار کنم بقیه یکم از سرش بیوفتن بیشتر به خونه خودش برسه تا بقیه الان باید برا زندگی زنش و چند وقت دیه بچش تلاش کنه نه برا بقیهفقد کافیه پول کم داشته باشن سریع زنگ میزنن به این اینم فرت میزنه به حشابشون براشون وسیله میخره و....خستم کرده خستمممممممم.از هیچ کارش منو با خبر نمیکنه اصلا نمیفهمم داره تو زندگیم چه اتفاقایی میوفته یکم راهنماییم کنید دارم دق میکنم از اون طرفم دوسش دارم ولی از زندگیم خستم