دو روز اومدم خونه مامان بزرگم اینا
همه اش غر غر
بزووور غذا میده بهم چند بار حالت تهوع گرفتم سردرد شدم... یه عالمه تیکه میندازه... من پشت کنکوری ام داشتم با دوستم چت میکردم میگف این قبول شد تو هیچی اصلا معلوم درس خوندنت نیس... یا هم الکی بهم ناسزا میگه بعد میشینه میخنده ... حق ندارم گوشی دست بگیرم میگه معلوم نی با کی چت میکنی ☹️😠 یا هم میگه همه اش خوابیدی چرا اومدی اینجا تو ک میخوایی بخوابی.. وایی دارم روانی میشم