خواهش میکنم چند دقیقه وقت بذارید بخونید لطفاااا
من از بچگیم تو خونمون رابطه اونجوری بین مامان و بابام ندیدم همیشه هم تو مغزم کردن که نگاه ابزاری به دختر فلانه و بهمانه
حالا بعد از ۲۵سال و رد کردن انواع و اقسام پسرایی که بهم پیشنهاد آشنایی میدادن حالا بعضیا به جهت دوستی بعضیا ازدواج
به این نتیجه رسیدم که مهمترین و مهمترین علت ازدواج آقایون رابطه است برای همین اقایونی که رابطه داشته اند خیلی سخت ازدواج میکنند اما اونایی که نداشتند راحتتر تن به ازدواج میدهند
و فهمیدم که همشونم بلا استثنا برای ازدواج ، براشون مهمه که اندام و قیافه خانوم چه شکلیه
ولی با این وجود که علم به این قضیه پیدا کردم بازم وقتی کسی حالا حتی طرف خواستگاره ها، بهم میگه ممکنه یه لباس جذب بپوشی؟
ومن تو این لحظه میفهمم چرا چنین درخواستی کرده، حس بدی بهش پیدا میکنم چون حس میکنم نگاه ابزاری بهم داره و یه حال بدی میشم
درحالی که مامانم میگه قدیما هم دختر که خواستگار براش میومد لباس جذب و اینا میپوشید
البته به جز خانومایی که چادری بودن که حتی اوناروهم مادر دوماد تو اتاق بهش میگفته چادرشو برداره اندامشو ببینه
ز طرفی هم اینقدر هرکیو میبینم عمل کرده و ماشالا بالا و پایین رو ساخته با اینکه اندام خودم تو استاندارد جهانیه طبق سایز بندی جدولش که تو اینترنتم هست
همه نقاط بدنم استاندارده ولی خب چون این استاندارد با توقع آقایون متفاوته اصلا اعتماد به نفس ندارم و همش به یه بهونه ای خواستگارم رو رد میکنم ولی در اصل دلیلش اینه که میگم نکنه بعد ازدواج من اونی نباشم که فکر میکرده
درمورد چهرمم با اینکه هرکس منو انتخاب میکنه خودش میگه چهرتو دوست دارم ولی چون عمل نکردم احساس میکنم من لبام باید برجسته تر میبود یا بینیم کوچیکتر میبود تا پوستم اگه سفیدتر بود بهتر بود یا دندونام اگه لمینت بود
و همش فکر میکنم نکنه اگه منو بی آرایش ببینه دیگه به نظرش خوشگل نباشم؟
اینم بگم کلا آرایشم هم در حد خط چشم و رژ و ریمله دیگه هیچی نمیزنم
توروخدا اگه کسی راه حلی برام داره کمکم کنه