2777
2789
عنوان

خانواده شوهر!!!

354 بازدید | 34 پست

خانواده شوهرم و سال به سال نمیبینم با این که همه تقریبا همسایه ایم اما هیچ رفت و آمدی باهام ندارن !نمیدونم چرا؟اصن روز به روز دارن بدتر میشن جاری‌ها انگار باند شدن !احساس طرد شدن بهم دست داده  هرچی گفتم نمیاین و تنهام و بیاین و فلان انگار بدتر شدن ناز میکنن منم نمیرم کلا 

نی‌نی سایتی‌های عزیز

دنبال یه جای مطمئن برای یاد گرفتن نکات بارداری، نگهداری نوزاد، تربیت کودک و بهبود رابطه با همسر هستی؟

توی کانال "بله" ما هر روز:

✅ نکات کاربردی مادر و کودک

✅ آموزش‌های تربیتی

✅ توصیه‌های روانشناسی خانواده

✅ ایده‌های رشد و بازی با کودک

✅ مطالب سلامت زنان و بارداری

و کلی مطلب جذاب دیگه منتشر می‌شه...

به جمع ما بپیوند و از این محتوای  کاربردی استفاده کن.  🌷

بخدا بهتر 

من دختر عمم 8تا خواهر شوور داره با اینکه دوره میگه از راه دور به شوورم پیام میدن بهش رو نده خرج نکنه براش 

اون عقرب زیر قالی ک نگم برات میگ سالی ی بار میرم خونش حاضری می‌ذاره جلوم

بروخداروشکر کن آرامش داری 


خونه مادر شوهرت نمیری اونجا نمی بینیشون؟؟ 

نه اونجا هم زیاد نمیرم البته مادرشوهرم خیلی پیر خیلی کم میرم !سر بحثی ک جلوی مادرشوهرم با شوهرم داشتیم مادرشوهرم  ی حرفایی بهم زد ک اصلا یادم نمیره !و دیگه اصن مث قبل نیس برام 

احتمالاً از اون ها بالاتری و ثروتمند تری  یا خوشگل تری  چشم ندارن ببیننت

همه چیم خوب ب نظر خودم !!!ولی از همون اول باهام خیلی خوب نبودن من واقعا دلم میخاست بیان برن !!چون تنها بودم خانواده خودم ی شهر دیگه آن ولی اونا اصلا !ی جاریم ک باهام لج و بهانه دوست انگار همه از اون خط میگیرن 

مال منم از کرونا دو ساله نمیان و ما هم کم میریم در حد سر زدنی اونم ماهی یبار یا دو سه ماهی یبار با اینکه نزدیکن بهمون قبل کرونا هم سرد بودن البته و من هم میگم بهشون تنهام بیاین و واقعا احترام زیادی میزارم بهشون ولی سردن سرد اصلا اهل تفریح هم نیستن همش تو خونه هاشونن نه دعوت میکنن نه تعارف منم خسته شدم از بس هزار بار یک طرفه شام و ناهار دعوت کردم دیگه خودشونم میگن یکی یکیو دوست داره بدون تعارف میره منم دارم عین خودشون میکنم دعوت نمیکنم ولی تعارف همیشه میکنم که بیاید که اونم نمیان خسته شدم از بی مهریشون

آخرین تیکه ی این جورچینی، ای عشق...
همه چیم خوب ب نظر خودم !!!ولی از همون اول باهام خیلی خوب نبودن من واقعا دلم میخاست بیان برن !!چون تن ...

برات مهم نباشه اصلأ 

میدونم چی میگی ولی چاره ای نیست سر خودتو گرم کن و طرف خانواده شوهر به خصوص جاری نرو 

کلاس زبان یا ورزش برو 

باشد اندر پرده بازی های پنهان غم مخور 😉
اهمیت نده خیلی بی تفاوت برخورد کن خودشون درست میشن

الان اینجوری ام !ولی از اونجایی ک میبینم چقد باهم دوستن هی با خودم میگم نکنه من عیب و ایرادی دارم من مشکلی دارم ک اینجوری آن !ولی واقعیت اینکه شوهرم خیلی دوسم داره من و سفر میبره برام خرج میکنه حس میگردم از همون اول ب این چیزا حسودی میکردن !ولی دیگه بچه هاشون چی شوهر من ک عمو و دایی‌شون میشه اونا چرا اینجوری آن؟جاری ک دوست نمیشه ولی از خواهر شوهرام انتظار نداشتم !اونا کتری ب کسی ندارن اونا هم نمیان و نمیرن 

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2844
2834
2835
2108
داغ ترین های تاپیک های امروز