من رفتم پریروز خونه خواهر شوهرم برای همه چای اورد بعد رفت برا منو شوهرم اورد بعد من چای رو خوردم یکم مونده ب اخرش دیدم داخلش سنجاق و سوزنه ممکنه طلسم یا دعا باشه واسه چیه بعد من گفت اینا توشه ختدید گفت الکی میگی نسونش دادم گفت خواستم بکشمت باخنده خدا لعنتش کنه با مادرشوهرمو اون یه خواهرشوهرم سه تایی کنار هم بودن فک کنم نقشه ۳ تاشونه
ازبچگی دوس داشتم پرنسس باشم👸😁الانم یه پرنسسم ولی با پرنسسای والت دیزنی فرق دارم 😑مث اونا رفتار میکنم ،مث اونا لباس میپوشم،اماهیچ وقت نمیتونم مث اونا عشق و تجربه کنم ،هیچ وقت نمیتونم تو قصر زندگی کنم 💒چون من تو دنیای واقعیم که هیچکدوم ازینا وجود نداره ن مرد قوی وجذاب و عاشق و ن قصر زیبا😁ولی من خودمو همیشه پرنسس میدونم اونم یه پرنسس واقعی و تنها،(با مرسانا و شوخرررر گاو خیالیم براهمیشه خداحافظی کردم و وارد دنیای واقعیم شدم)😁پرنسس نی نی سایتتونم😂👸