دوستم تو زندگیش سختی زیاد دیده
امشبم باز براش یه اتفاقی افتاده بود که درواقع دیگه تحمل مشکل و بدبختی نداشت
دیشب اومد پیش من و بامن حرف زد و گفت میخواد خودکشی کنه
تصمیمش هم جدی بود و من خیلی نگران و ناراحتش شدم
تو تولد بودم
تولد رو ول کردم و با دوستم حرف زدم که دست به خودکشی نزنه
نزدیک سه ساعتی باهاش حرف زدم
همه جوره داشتم امیدوارش میکردم
خداروشکر که با هزار تا بدبختی یکمی امید بهش دادم
خودش میگفت خدا میدونه اگه کنارم نمیبودی ممکن بود چه بلایی سر خودم بیارم
اما باز نگرانم که کاری کنه
اخه خیلی نا امید و داغونه!
چی میتونم بهش بگم؟
چکار کنم براش؟
شما جای من بودید چیکار میکردید؟😟😪