سلام من دو سال و ی ماهه با ی آقایی دوستم دوست ک رابطمون خیلی ازدواجیه قرار نبود دوست باشیم ی روز باعم حرف زدیم مشخصات و پرسید و ازم خوشش اومد بعد زنگ زدن به خانوادم ک خانوادم قبول نکردن ماهم تصمیم گرفتیم باهم صحبت کنیم تابیشتر باهم اشناشیم تااونم شرایطش اوکی شه دوباره بیان خاستگاری الان دوتا مشکل بزرگ هس اینکه ۱۱ سال ازم بزرگتره دوم اینکه نامزد داشته نامزدش با ۳ نفر بهش خیانت جنسی کرده جدا شده ک مدارکشم دیدم الان دارم دیوونه میشم مراسم عقدشونو تو ذهنم تصور میکنم اینکه عاشق دختره هم بوده و اینکه ی دختر دیگه رو بغل کرده و هزار جور فکر دیگه شب و روز ندارم
ببین برای خارج از تهران که ویزیت آنلاین رایگان دارند، ولی اگه تهرانی و می تونی هزینه کنی حتماً یه نوبت از مرکز تندرستی دکتر گلشنی بگیر تا تمام مشکلات بدنت یکبار کامل چکاب بشه.
من خودم هم پای پرانتزی داشتم هم گردن درد ، همسرم هم کف پای صاف و کمردرد شدید داشت جفتمون با ورزش تخصصی و آبدرمانی الان خیلی بهتریم.
آره دیگه من تو چیزایی که تو اطرافیانم دیدم قشنگ پی بردم که سن یه عدده فقط عدد وگرنه اختلاف سنی مثلا ما داریم 17 سال دختره 18 سالش بود پسره فک کنم 35.یا 36 بودش
نمیدونم یه سال یا ۱۰ ساله یاشاید ۶۰ سال یا... دیگ اثری از من نیس. من همراه با همه درد ها رنج ها عذاب ها حسرت ها آرزو ها و کمی خوشی خاک شدم اثری از من نیس همه فراموشم کردن منی ک ناخواسته دنیا اومدم ب اجبار زندگی کردم و در انتظار مرگ نشستم ی جایی دیگ زورم ب زندگی نرسید تسلیم شدم دیدم ۳۰ سالم شد غمگین تر از این
بعضی موقع اینجوری میشم همش تو ذهنم تصور میکنم خودمو داغون میکنم بعضی موقع ها هم میگم مثلا طرف مجرد بود یعنی باکسی و نبود و من اولینش بودم؟باز این صادقه