طلاق گرفت ...
اومده بود باهام مشورت کنه، منم عصبانی شدم، و هیجانزده گفتم طلاق بگیر این چه مردیه ،، خلاصه شیرش کردم ...
تو خونه با شوهرش دعواش شد ، وقتی عکس کادویی ک همسرش گرفته بود و برام فرستاد بهش گفتم اینا ک چیزی نیست ، شوهرمن فلان چیزو برام گرفته، اون حسرت کادوهای منو خورد و سرکوفت زد به شوهرش ... همین شد شعله ور کننده ی آتیش یه جنگ خونگی ...
گفت بیا بین من و اون قضاوت کن ، حق با کیه، رفتم و قضاوت نصفه نیمه کردم ، من ایا همه ی ماجرا رو میدونستم؟؟؟
اینا همه نمونه هایی از هزاران اظهار نظر بیجای ما در زندگی هست ... آیا از پس حرف هایی که میزنیم بر میایم؟ به آثارشون توجه میکنیم؟ حرفی بزنیم که در درگاه الهی بتونیم پاسخگویی حرفمون و آثارش باشیم ....