تا میام به خودم بیام، یه اتفاق ازاردهنده ی جدید برام میفته،
تا میام بیخیال بشم و فراموش کنم یه سری چیزای جدید پیش میاد...
من مامان و بابام بعد ازدواجم جدا شدن.
بنظرتون عاقلانس بشینم و سرکوفت های گاه و بیگاه شوهرم و خونوادشو بشنوم؟
هروقت دلشون بخواد با حرفاشون ناراحتم میکنن...
هیچوقتم شوهرم براش مهم نیس من ناراحت باشم.
هیچوقت تلاشی نمیکنه واسه خوب شدنم.
خودشو میزنه به بی تفاوتی تا خودم خوب بشم.
این از همه چی بدتره
چقد دلم گرفته
کاش مامانم و خواهرام باهام قهر نبودن.
این غم اخر میکشه منو...